صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۳ قوس ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

در فضای دود و باروت؛ دختری از کابل ستاره‌ی کنکور شد

-

در فضای دود و باروت؛  دختری از کابل ستاره‌ی کنکور شد

وضعیت امروز افغانستان از دو زاویه متضاد قابل بحث و بررسی است، در یک سمت کشاکش سیاسی بر سر تصاحب قدرت فضا را مغشوش و ذهنیتها را به نا کجا آباد آیندهی سیاسی مبهم سوق میدهد در سمت دیگر، افتخارات جوانان امروزی در عرصهی دانش، ورزش و تکنولوژی امیدها را به آیندهی بهتر در شریانهای وجود به جریان می آورد، واقعیت امر این است که نوعیت نظام سیاسی و ایجاد بستر مناسب جهت رشد شایسته سالاری و درفش استعدادها، دو پدیدهی لازم و ملزوم است که تقریبا تمامی حیطههای حیات جمعی را تحت تأثیر خود قرار میدهد، در افغانستان، گونههای مختلف نظام را در دوران معاصر تجربه کردیم، هیچ کدام افتخارات عصر کنونی و نظام موجود را در دل خود به مردم هدیه نکرده است، همین دو دهه قبل نظام استبدادی و سوته سالاری طالبان را اکثریت مردم افغانستان به صورت عینی شاهد بودند، نظامی که با هیچ یک از معیارهای علمی و نظامهای پذیرفته شدهی جهانی قابل تعریف نبود نیز بالای مردم افغانستان حاکم گردید.
در چنین نظام، توزیع فرصتها و امکانات تک بعدی بود، تعصب و نگاه حذفی ماهیت اصلی آن بود که جوهرهی بد طعم آن را به ذائقهی اکثریت افغانها چشانید، منطق حاکم در مدیریت نیروهای اجتماعی این نظام، منطق چوب و شلاق بود، از گزارههای تعبدی گرفته تا اطاعت از حکام قرون وسطایی آنان همگی با جبر خشم و خشونت بالای مردم تحمیل میگردید، در یک کلام حاکمان عصر طالبان نه تنها که فرصتهای محدود را از دیگران باز میستاند، بلکه در خلق فرصتها و ایدهها که با معیارهای جهان نو همخوان و مأنوس باشد ناکام بودند، محدود فرصتهایی که عبارت از کار کردن در ادارات بود تنها مختص به مجموعه و قشر خاص بود که توازن جنسیتی در آن کاملا نا دیده گرفته میشد، با این حال بعد از فروپاشی این نظام که مانع عمده بر سر راه رشد و انکشاف مردم افغانستان بود، نظام جمهوریت حاکم گردید که مردم افغانستان نفسی تازه نمودند و جهت سر و سامان بخشیدن به زندگی حال و آینده شان از اقصی نقاط جهان به کشور بازگشتند در زیر چتر جمهوریت در فضای امید و خوشحالی در ابعاد گوناگون نظر به سلیقه و توانایی شان تلاش در جهت زندگی بهتر را آغاز نمودند.
جمهوریت فضای همدلی و بستر مناسب را بدون در نظرداشت تبعیضهای قومی و جنسیتی به مردم هدیه نمود، قوانین تدوین شدهی نظام موجود هرگونه تبعیض منفی و نا روا را منتفی اعلان نمود و زمینهی توزیع فرصتها و امکانات را به گونهی تسجیل نمود که در آن حقوق فردی و جمعی به صورت عادلانه رعایت گردد، جهاد فرهنگی و اقتصادی با حمایت قوانین موضوعه آغاز گردید و افغانستان طی هجده سال توانست چهرهی ویرانه و یأس آمیز اش را به کشور پر دستاوردی که مردم اش افتخارات ملی و بین المللی چشمگیری را نصیب شدند به چهرهی فرهنگ محوری و امیدوار کننده در دهکدهی جهانی مبدل سازد، در نظام جمهوریت نیز طالبان در قالب گروه وحشت و دهشت افگن از هیچگونه تلاشی دریغ نکردند تا مردم را از پیشرفت و ترقی بازدارند، چه بسا دانش آموزان و دانشجویان که طعمهی گلولهها و حملات انتحاری آنان شد، چه بسا ورزشکاران افتخار آور جان های خود را از دست دادند، اما پاسخ جوانان افغانستان و نسل نوین به گلولهها و مواد حریق آنان، قلم، دانش و فرهنگ سازی رقابت سالم بود، شمسیهی که امروز عنوان ستارهی کنکور سال 1399 را از آن خود نمود، از بازماندگان حملهی انتحاری کورس موعود بود که در آن تعداد کثیری از دانش آموزان عرصه جهاد فرهنگی جان های شان را از دست دادند، کسب افتخار نمرهی اول، با سختی و جان نثاری در مسیر آموزش دانش به این دختر افغان هدیه شده است او از میان دود و باروت جان سالم به در برد و بعد از یکسال با کسب چنین عنوان، پیام واضح و روشن نسل نو را به طالبان مخابره کرد.
شمسیه 19 ساله دقیقا بعد از سقوط رژیم سیاه طالبان چشم به جهان گشوده است در هجده سال تمام با دلهره و امید پلههای موفقیت را طی نمود، در سال هجدهم مورد تهاجم « بمب انسانی » طالبان قرار گرفت که بسیاری از همقطاران اش را از دست داد؛ اما زندگی مجددا وی را به آغوش کشید تا حامل پیام موفقیت از میان مرگ و زندگی به همقطاران اش باشد، طالبان از موفقیتها و افتخارات ملی و بین المللی جوانان افغان باید درس عبرت بگیرند، آنان که در صدد اند تا نسل نوین افغانستان به خصوص دختران را از تحصیل بازدارند، شمسیه را به عنوان نمادی از موفقیت و تلاش در ذهن داشته باشند، اگر طالبان با آن مفکوره زن ستیزانه شان حاکم بر فضای سیاسی افغانستان میبود، چنین فرصتی را از شمسیه و همجنسان اش میگرفت، او هیچگاه موفق نمیشد تا در فضای رقابتی قدم بگذارد و استعداد و تواناییهایش در سطح ملی به نمایش بگذارد، در گذشته نیز دختران همانند شمسیه در کشور موجود بوده است؛ اما آنان بنا به تبعیضهای ناروا و عرف ناپسند زن ستیزی به چنین فرصت و زمینهی دست نیافتند، چه بسا پسران جوان که از فرط ظلم و بی عدالتی طالبان، زمینهی تحصیلات از آنان گرفته شد و با دنیایی از نا امیدی و یأس، افغانستان را به سمت کشورهای همسایه و خارج ترک نمودند؛ بنا بر این، طالبان باید درک کرده باشند که استفاده از آخرین حربه شان که انفجار و انتحار با استفاده از جسم انسان بر علیه انسان بود نیز ناکام ماند و نسل نوین اعم از پسران و دختران حتی به قیمت جان شان مشتاقانه مسیر دانش پروری را برگزیده اند و تا رسیدن به مقصود، هیچ تهدیدی علیه آنان کارساز نخواهد بود.
اکنون که این گروه در مذاکرات دوحه، خواب خوش حکومت داری مجدد شان را میبینند، باید از خواب بیدار شده و شاهد واقعیتهای موجود در جامعه افغانستان باشند، نظامی که آنان در صدد تثبیت حاکمیت مجدد آن است، منسوخ و از کار افتاده است، چنین نظام نه تنها که در عصر کنونی قابل تعریف نیست؛ بلکه در عصر حاکمیت سیاه آنان نیز قابل تعریف نبود، مردمان بیست سال قبل با مردم عصر حاضر از منظر دانش و دسترسی به تکنولوژی دنیای مدرن کاملا متفاوت اند، در آن زمان که چوب و شلاق تعیین کننده تثبیت حاکمیت بود در عصر کنونی، چنین عنصری ناکارا و فاقد راهبرد است، این گروه در راستای تغییر نظام هیچگاه نباید تلاش به خرج دهند، زیرا حاکمیت هر نوع نظام در دنیای کنونی نیازمند پذیرش در بستر اجتماع است، نظام طالبانی کمترین پذیرش در بستر جامعه کنونی را ندارد؛ لذا تمام تلاشها در راستای تحقق رویای غیر قابل تحقق آنان پوچ و بیهوده است، بهترین گزینه برای این گروه تلفیق و ادغام شان در بدنه نظام جمهوریت است، آنان با استفاده از فرصتهای موجود میتوانند عقب افتادگی بیست ساله شان را در قالب جهاد فرهنگی و تحصیلات عالی جبران نمایند؛ در چنین حالت است که هم خود شان، هم مردم افغانستان از شر هیولای جنگ و کشتار رها شده و زندگی مسالمت آمیز در فضای رقابت سالم را تجربه خواهند کرد که رقابت در فضای سالم هیچ بازنده ندارد؛ بلکه باعث تکامل و پویایی جامعه میگردد، در جامعهی پویا و سالم، همه از زندگی خوش و سالم در کنار هم بهره مند خواهند شد.

دیدگاه شما