صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۳ قوس ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

ارکان صلح مثبت در نظام اقتصاد سیاسی افغانستان

-

ارکان صلح مثبت در نظام اقتصاد سیاسی افغانستان

امروز بیش از هر وقت دیگری بحث صلح و توافق اجتماعی بر امنیت عمومیمطرح شده است. اما حقیقتاً صلح به چه معناست؟ صلح را میتوان به معنای حذف خشونت، جرم و سایر فعالیتهای مخاطرهآمیز در جامعه در نظر گرفت. از طرف دیگر، صلح را میتوان مجموعه اقدامات مؤثر برای ایجاد گسترش امنیت و آرامش در جامعه دانست. از آنجایی که شاخص های اندازه گیری و تبیین مسایل در اقتصاد و سیاست با هم متفاوت میباشد، این معیار صلح قابل اندازهگیری و رابطه آن با اقتصاد قابل مطالعه است که از آن با مفهوم «صلح مثبت» و «صلح منفی»  نیز یاد میشود.
صلح منفی
در این مفهوم رویكرد سلبی یا همان نفی جنگ به بررسی صلح میپردازد که به این حالت اصطلاحا «صلح منفی» نیز گفته میشود. در نگاه اول ممکن است این سوال پیش بیاید که اصلا صلح مگر منفی هم میشود؟ صلح خودش بار معنایی خوب و مثبتی دارد. جواب این است که در نظام سیاسی، فرقی نمیکند و تفاوت مفهومیندارد. اما در نظام و تفکر اقتصادی بین این دو نوع صلح تفاوت وجود دارد. نوع اول؛ تنها به اتمام جنگ مد نظر دارد. یعنی پایان تخریب اقتصاد و در حالت بعدی کمیاندیشه های اقتصادی اش فراتر خواهد رفت.
صلح مثبت
صلح مثبت به معنای نهادها و ساختارهایی است كه به ساخت یك جامعه صلح آمیز میانجامد. صلح مثبت، علاوه بر ایجاد امنیت، نتایج دیگری هم به دنبال دارد و به عنوان مثال، منجر به تقویت اقتصاد، تاب آوری و هم زیستی میشود و محیط بهینه ای برای رشد ظرفیت های انسانی ایجاد میكند. در این تعریف رویكرد ایجابی «صلح مثبت» دارد. تعریف شاخصی با عنوان «صلح مثبت»، راهبردی است كه نشان میدهد چگونه كشورها با نوع سیاستگذاری و حكمرانی و تعیین شاخصهای اقتصادی خود، مانع هر نوع درگیری اتباعشان میشوند.
پس همانطور که مشخص شد، مفهوم صلح مثبت از اهمیت بیشتری نسبت به نوع اول (صلح منفی) برخوردار است. صلح مثبت تلاشی مضاعف همراه با خواسته همه ملت و تمام گروهها برای اتمام طولانی مدت و فراموشی نزاع از جامعه میباشد. در این راستا صلح و هم زیستی مسالمت آمیز باید در جامعه نهادینه شود.  این میسر نمیشود مگر به خاطر رسیدن به هدف بالاتری که همان تغییر وضع موجود و رسیدن به وضع مطلوب در آینده میباشد. وضعی که باعث رشد و توسعه اجتماعی و رفاهی و اقتصادی کل مردم جامعه میشود. تغییری که در آن همه مردم از آن نفع میبرند.
البته باید دانست که هیچ تغییری بدون هزینه نیست. هزینه  رسیدن به وضع بهتر برای کل جامعه در بلند مدت این است که تمام گروههای سیاسی در جامعه افغانستان منافع کوتاه مدت و قومیقبیله ای خود را کنار گذاشته و آینده بین باشند. آینده ای که در آن منافع حزب و گروه و قومیت آن حتما بهتر از وضع موجود خواهد بود.
ارکان هشت گانه صلح مثبت در افغانستان
«مؤسسه بین المللی صلح و اقتصاد» یکی از مراکزی است که تبیین ارکان صلح مثبت پرداخته است. در این نوشتار به این ارکان با توجه به فضای نظام سیاسی-اقتصادی افغانستان اشاره میشود.
از دیدگاه این مؤسسه، صلح مثبت به معنای نهادها و ساختارهایی است كه به ساخت یك جامعه صلحآمیز میانجامد. صلح مثبت، علاوهبر ایجاد امنیت، نتایج دیگری هم بهدنبال دارد و بهعنوان مثال، منجر به تقویت اقتصاد، تابآوری و همزیستی میشود و محیط مطلوبی برای رشد ظرفیتهای انسانی ایجاد میكند. صلح مثبت دارای هشت ركن است كه بهوسیله این اركان میتوان مفهوم كیفی صلح مثبت را بهصورت كمیدرآورد و اندازهگیری كرد. این هشت ركن شامل موارد ذیل است. در ادامه به ارکان هشت¬گانه این نوع صلح اشاره میشود.
1-«توزیع عادلانه منابع»
صلح مثبت اولین اثر و نتیجه اش این است که منابع اقتصادی در سطح جامعه بین تمام افراد توزیع شود. البته این بدان معنی نیست که تمام دارایی های دولت مصادره شود. بلکه به معنی این است که باید شرایطی مهیا شود تا امکانات تحصیلی، بهداشتی و خدماتی دولت به مردم فقیر و متوسط به پایین جامعه بیشتر برسد. ثروتمندان که نیازی ندارند. این فقرا هستند که به کمک دولت برای استقلال زندگی و کسب و کار خود نیاز دارند.
2-«جریان آزاد اطلاعات»
اطلاعات اقتصادی – سیاسی به خوبی بین مردم در جریان باشد. اطلاعات درست و صحیح به صورت شفاف نه غلط و گمراه کننده. به عبارتی به هر طریقی که امکانش باشد مردم باید در تصمیمات اقتصادی و سیاسی به صورت شفاف و عملی مشارکت کرده و مطلع باشند. کسی و مسئولی از پنهان کاری اطلاعات نباید سرمایه های هنگفتی بدست بیاورد.
3-«روابط خوب با كشورهای همسایه»
تعامل سازنده و روابط خوب و حسنه با سایر کشورهای همسایه و کشورهایی که روابط اقتصادی و سیاسی نزدیکی با هم دارند باید داشته باشند.
4-«سطح بالای سرمایه انسانی»
این نوع صلح ( صلح مثبت) عملا باعث میشود تا در بلند مدت سرمایه انسانی زیادی برای جامعه ایجاد شود. تغییرات روی تحصیل و تعلیم و اعتماد عمومیبه دولت و مردم و بین موسسات و سازمانها و سایر نهادها با یکدیگر و.... همه باعث میشود که سطح اعتماد و همکاری و تعاون در جامعه بالاتر رود.
5-«پذیرش حقوق دیگران»
قبول مسئولیت ها و سعی در انجام حقوق زیر دستان و اطرافیان هم بین مسئولین و هم بین مردم عادی در جامعه نسبت به هم از دیگر دستاوردها و ارکان صلح مثبت با رویکرد اقتصادی میباشد.
6-«سطح پایین فساد»
فساد مهمترین عامل تخریب فضای سالم اقتصادی و سیاسی یک جامعه است. افغانستان عزیز هم بسیار دچار این پدیده شوم شده است. صلح مثبت محقق نمیشود مگر اینکه این پدیده شوم، کم شود.
7-«سلامت محیط كسب و كار»
رقابت اقتصادی برای تامین معاش و توسعه کسب و کار در بلند مدت باعث میشود تا صلح مثبت پایدار تر شود. به عبارتی صلح اقتصادی بر پایه کسب و کار و توسعه فضای اقتصادی جامعه استوار است.
8-«عملكرد خوب دولت»
عملکرد مطلوب و خوب دولت به نحوی که اعتماد عمومیرا به خود جلب نماید خود از ارکان و عوامل ایجاد صلح است. نشان دادن حسن نیت دولت به انجام صلح در جامعه و تلاش برای آن نشان از عملکرد خوب دولت در این زمینه دارد.
شاخص صلح مثبت، معیاری برای ارزیابی عملكرد كشورها
«شاخص صلح مثبت» یا PPI كه از هشت ركن بالا ساخته میشود عددی بین 1 تا 5 را به كشورها نسبت میدهد و هر چقدر این عدد كمتر باشد، كشور عملكرد بهتری در این رابطه داشته است. بهطور كلی كشورها بر اساس PPI به 4 گروه –خیلی بالا، بالا، متوسط و پایین- تقسیم میشوند.
پنج كشوری كه طی سال گذشته بهترین عملكرد PPI را نشان دادهاند به ترتیب سوئد، فنلاند، نروژ، سوئیس و هلند هستند و پایینترین عملكرد در بین 163 كشور مورد بررسی مربوط به سودان، اریتره، یمن، جمهوری آفریقای مركزی و سومالی است.
سخن پایانی:
در نگاه اقتصاد دانان و جامعه شناسان، صلح تنها راه حل پیشرفت و توسعه است. توسعه پایداری و تحولات مطلوب اجتماعی رو به پیشرفت تنها در سایه صلح امکان دارد.
اما برخلاف عده ای از سیاسیون که پیشرفت را در تحولات اجتماعی برخواسته از جنگ و مسایل نظامیمیدانند. آنها معتقدند که جنگ نظامیتثبیت کننده قدرت است. البته این گروه هم سرانجام به صلح معتقدند اما نخست پروسه رسیدن به صلح را جنگ میدانند و سپس صلح. اما این سوال را باید از آنها پرسید که حقیقتاً اگر جنگ پایانی نداشته باشد و طولانی مدت شود مانند جنگ های داخلی کشورها بخصوص افغانستان، آیا امکان تحقق صلح وجود دارد؟ یا باید همچنان بنشینیم که جنگ اولیه تثبیت قدرت همچنان ادامه داشته باشد.
نکته دیگر آن است که این تئوری درصورتی درست که بین یک قدرت خیلی قوی تر باشد اما وقتی دو قدرت شبیه به هم میخواهند باهم رقابت کنند معلوم نیست این جنجال قدرت و بازی سیاسی-نظامیتا کی ادامه خواهد داشت؟ آینده اقتصادی و مصالح ملی به چه صورتی خواهد شد؟
بنابر این تنها راه ایجاد صلح شاید توجه به بعد اقتصادی صلح باشد نه لزوما بعد سیاسی. لذا اقتصاد صلح مثبت نگاهی نوینی به صلح دارد و ارکان هشت گانه ای را مطرح مینماید که توجه به آن میتواند باعث تضمین منافع بلند مدت اقتصادی باشد.

دیدگاه شما