صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۳ قوس ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

عبدالله به پاکستان رفت؛ گره صلح افغانستان گشوده خواهد شد؟

-

عبدالله به پاکستان رفت؛ گره صلح افغانستان گشوده خواهد شد؟

عبدالله عبدالله رئیس شورای عالی مصالحه در راس یک هیئت عالی رتبه به اسلام آباد رفت. این سفر به باور من سفر بیم و امیدها خواهد بود. بحث صلح افغانستان محور تنش های جدی در روابط اسلام آباد – کابل حداقل در سالیان اخیر بوده است؛ روابطی که کیش و قوس های فراوانی را پیموده است. این سفر دقیقاً در حالی صورت می گیرد که دو هیئت مذاکره کننده دولت افغانستان و طالبان در دوحه، با سپری شدن بیش از پانزده روز از جلسات افتتاحیه هنوز هم نتوانسته اند طرزالعمل آغاز مذاکرات بین الافغانی را نهایی سازند. هرچند از تلاش های جهانی و سخنرانی های سران نهادهای جهانی مانند دبیر کل سازمان ملل متحد، دبیر کل ناتو و وزرای خارجه بیش از بیست  از منجمله پاکستان چنین استنباط می شود که اجماع جهانی برای صلح در افغانستان به وجود آمده است، اما آنچه تا حال مانع جدی فراروی صلح در افغانستان بوده است، بدون شک نیت پاکستان در قبال صلح آفغانستان است. حال آنکه نیت اسلام آباد در مورد جنگ و صلح افغانستان را به جز طالبان که حتی در شروع مذاکرات دوحه برای کسب تکلیف به اسلام آباد رفتند و بعد ملاقات های طولانی با مقامات پاکستانی و دریافت هدایات لازمه عازم دوحه شدند، کس دیگری نمی دانند.
آنچه به حیث پرسش مطرح می شود، این است که آیا پاکستان تصمیم به بازی کردن نقش مثبت در روند صلح افغانستان گرفته است یا خیر؟ باورها نه تنها در افغانستان بلکه در کل دنیا این است که پاکستان در قضیه صلح افغانستان  صداقت لازم را نداشته و سیاست جستجوی "عمق استراتژیک" خویش در افغانستان را هنوز هم کنار نگذاشته است.
اگر سفر عبدالله رئیس شورای عالی مصالحه ملی به پاکستان را که به دعوت عمران خان نخست وزیر پاکستان انجام شده است، با دید مثبت و از زاویه امیدواری و نگاه تغییر موضع پاکستان تحلیل کنیم؛ پاکستانی ها تحت فشار قدرت های جهانی و پدید آمدن تحولات جدید و تلاش های منطقه ای از جمله رفیق همه گونه اش چین، اندکی در خواست های خویش تعدیل آورده و از سیاست عمق استراتژیک خویش حداقل در کوتاه مدت انصراف داده باشد، خواست های بدیل را روی میز دولت افغانستان خواهد گذاشت که هزینه پذیرش آن از دوام جنگ با طالبان کمتر باشد. در این صورت ممکن است خبرهای خوبی در راه باشد. بر فرض پیش آمد چنین وضعیت از سوی پاکستانی ها در فضای سالن جلسات دوحه نیز تغییرات جدی بوجود خواهد آمد و پیشرفتی حاصل خواهد شد. برای مردم افغانستان و جهان این مسئله حداقل بعد از آغاز مذاکرات آمریکا با طالبان از دو سال قبل و شروع مذاکرات بین الافغانی در دوحه قطر واضح شده است که دولت افغانستان با یک گروه تروریستی بی ریشه و بی بنیاد مانند طالبان طرف نیست، بلکه طرف جنگ و صلح افغانستان استخبارات نظامی پاکستان است. باورهای جدی وجود داشت که حتی در میز مذاکرات صلح آمریکا و طالبان تئوریسین ها و استراتژیست های "آی اس آی" در پشت پرده، طرح چگونگی پیشبرد مذاکرات و طرح خواست های طالبان از آمریکا را آماده کرده و به آن ها می سپردند که اتفاقاً سفرهای اعضای بلند پایه طالبان در آغاز گفتگوهای صلح در دوحه قطر به پاکستان بر این مسئله صحه گذاشت. پس خوب است که کابل حداقل طرف خویش را بهتر بشناسد.
هرچند  برخی تحلیل گران بر این باور هستند که منافع پاکستان در قبال افغانستان تغییر کرده، وضع اقتصادی این کشور تحت تاثیر روابط پرتنش اش با افغانستان به شدت ضعیف شده و آسیب دیده، میزان تجارت این کشور با افغانستان که از مصرف کنند گان عمده کالاهای پاکستانی است، کاهش یافته، بحث امنیت و دوام کار ابرپروژه بندر گوادر منحیث یک نگرانی جدی چینی ها باعث شده است که اسلام آباد از سوی پکن نیز تحت فشار قرار گیرد، پروژه های بزرگی مانند تاپی و کاسا 1000 که منابع انرژی گاز و برق آسیای میانه را به پاکستان میرساند، معطل شده و افغانستان در تلاش بی سابقه در صدد راه اندازی بندر چابهار به عنوان راه بدیل پاکستان با دریافت کمک از هند این مسیرزمینی-دریایی را سرعت داده است تا کالاهای هندی و افغانستانی از دهلیز نیمروز - چابهار وارد بازارهای کشورهای آسیای میانه و هند شوند، رونق یافتن بدیل های تجاری افغانستان از جمله دهلیز مسیر بندر چابهار- نیمروز- کابل – شمال افغانستان و نهایتاً بازی های آسیای میانه و چین که پاکستان هیچ منافعی از آن بدست نمی آورد؛ خبری خوبی برای پاکستان نیست و منافع اقتصادی این کشور در معرض تهدید جدی قرار گرفته است. حالا این که این فشار چقدر توانسته است پاکستان را وادار به تعدیل سیاست در قبال افغانستان کند، در دیدار عبدالله عبدالله از اسلام آباد احتمالاً مشخص خواهد شد. هر چند از موضع گیری های ظاهری نخست وزیر پاکستان در مورد صلح افغانستان در روزهای اخیر و طرح نگرانی از خروج نیروهای خارجی از افغانستان حکایت از تغییر موضع پاکستان دارد، اما نمی شود به صورت قطعی قضاوت کرد.
به هرحال اگر نگاه ها را به سفر عبدالله عبدالله به اسلام آباد از بُعد بیم و هراس های ناظر بر گفتمان صلح در افغانستان متمرکز کنیم، پاکستانی ها از موضع گذشته ی شان در قبال افغانستان عقب نشینی نکرده و از سیاست دشمنی و مداخله در امور افغانستان دست نخواهند کشید، اما تحت فشارهای جهانی و منطقه ای و برای تلطیف اذهان و افکار عامه سناریوی نمایشی حمایت از پروسه صلح افغانستان را به راه انداخته و در پشت پرده، جبهات جنگ افغانستان را چنان که این روزها شاهد چنین وضعیت هستیم، تشدید خواهند کرد. یکی مشکل عمده ای که تا حال فرا راه تنش های بین کابل – اسلام آباد تا حال وجود داشته است، به باور من این بوده است که زبان دیپلماتیک بین دو کشور به اندازه کافی پویا و گویا نبوده است. پاکستانی ها اهداف استراتژیک خویش را بعد از  سقوط حکومت دکتر نجیب الله چه در دوره مجاهدین و یا هم طالبان و بعد از حوادث یازده سپتامبر درصنف های مدارس دینی و سنگرهای جنگ و ویرانی جستجو کرد، در حالی که اگر منفعتی از این مجرا بدست بیاورند؛ باید به همان میزان یا بیشتر از آن هزینه کنند. اگر آن ها در میدان جنگ افغانستان اهدافی را به دست آورده است برعکس اقتصاد کشورشان به شدت صدمه دیده و حملات تروریستی از این کشور و متحدش چین قربانی های فراوانی گرفته است.
هر چند پاکستان در مسایل افغانستان این توانایی را داشته است که سیاست های خویش را تعدیل کند. تغییر موضع این کشور در قبال حکومت مجاهدین، تشکیل و حمایت از طالبان و همراهی با جامعه جهانی در افغانستان بعد از حوادث 11سپتامبر حکایت از توانایی پاکستان برای تعدیل سیاست است. این سفر عبدالله هر چند مهم است، اما اهمیت این سفر وابسته به خواست پاکستانی ها است که چه می خواهند؟ چنانچه در این دیدار عبدالله عبدالله از مقامات اسلام آباد برای حل قضیه افغانستان کمک خواهد خواست. اقدامات دولت افغانستان را در مورد به نتیجه رسیدن مذاکرات صلح با طرف پاکستانی شریک خواهد کرد تا حداقل اعتماد سازی اولیه شکل گیرد. البته پاکستانی ها نگرانی های جدی از حضور هند در افغانستان دارد، در مورد مسایل و تنش های مرزی امتیاز می خواهند، در راستای تجارت از افغانستان امتیاز می خواهند، نگرانی های هم بابت آب های که از افغانستان به سوی پاکستان می ریزند و دولت افغانستان در حال برنامه ریزی جهت مهار آن است؛ دارند. با این حال، کابل – اسلامآباد به منافع خویش نخواهند رسید مگر اینکه زبان دیپلماتیک خویش را تغییر داده از لفافه ها مبهم و خصمانه به میز مذاکره با خواست های واضح و شفاف بحث کنند.
به صورت کلی اگر پاکستان تصمیم به تغییر موضع در قبال مسئله افغانستان گرفته و از جانبی هم در صدد حمایت از طالبان باشند، در این سفر مباحث واضح و روشن طرح شده و بر چگونگی ترسیم رسیدن به صلح در افغانستان بحث خواهد شد ولی اگر آنها از موضع قبلی شان عقب نشینی نکرده و در صدد یافتن منافعش از مجرای جنگ باشند، سناریوی کشتار و دوام غبار جنگ حتمی است و از دوحه ی قطر نیز نباید خیلی توقع داشت. پاکستان از راه جنگ طالبان به اهداف خویش در افغانستان نخواهد رسید،  اما اینکه چین و آمریکا چقدر توانسته است اسلام آباد را قانع به همکاری و تعدیل سیاست در افغانستان کند گذشت زمان روشن خواهد کرد.

دیدگاه شما