صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۳ قوس ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

نقش محوری پاکستان در پروسه صلح

-

نقش محوری پاکستان در پروسه صلح

پاکستان به عنوان یکی از کشورهای دخیل در مناسبات سیاسی افغانستان، حد اقل در سه دههی اخیر قدرت تأثیر گزاری فراوانی در مسائل داخلی افغانستان را دارد، برگ برندهی که این کشور در دست دارد خطوط مرزی دیورند است که به عنوان جغرافیای مورد منازعه میان افغانستان و پاکستان تا کنون به صورت رسمی حل نگردیده است مناطقی همچون کویته، پشاور، صوبه سرحد و ... از مناطق مورد منازعه به شمار میآیند. پاکستان به دلیل عدم تسلط کامل بر جغرافیای یاد شده، به تاکتیکهای حفظ و استفاده از آن متوسل گردیده است، این مناطق حالت نیمه خود مختاری به خود دارند، مناطق یاد شده از منظر تعلقات سیاسی و مدیریت آن در سطح کلان توسط اسلام آباد حفظ و کنترل میگردد، اما به لحاظ تردد و بود و باش ساکنین دو سوی سرحد، به صورت آزادانه فاقد ممانعت میباشند. کشور پاکستان به نحوی از انحا به مردم سرحدی باج میدهد، باج آزادی عمل، رفتار خارج از قواعد قانونی و تردد بدون قید و شرط امتیازاتی است که به آنان پرداخت میشود.
این کشور با استفاده از تاکتیکهای یاد شده دو هدف استراتژیک عمده را در سطح کلان تعقیب مینماید، هدف نخست حفظ جغرافیای مورد منازعه در جمع خاک پاکستان است و هدف دوم، اسکان شورشیان مخالف دولت افغانستان در مناطق مذکور به منظور ابزار فشار بالای دولت افغانستان است، به دلیل تجمع گستردهی پشتونهای دو سوی مرز در مناطق سرحدی، پاکستان نمیتواند پای آنان در تار قانون بند نماید؛ زیرا بیم آن میرود که مناطق خود مختار با استفاده از ساز و برگ نظامی شان به عنوان تهدید جدی برعلیه دولت پاکستان وارد اقدام شوند، مسئله عدم رسمیت خطوط مرزی دیورند نیز باعث گردیده است که آن مردم در حالت خود مختاری و آزادی عمل سپری نمایند اما به شرطی که تهدید بر علیه پاکستان نباشند، از سه دهه به اینسو که آتش جنگ در افغانستان شعلهور گردید مناطق صوبه سرحد پایگاه امن شورشیان ضد دولتی بوده است، در دوران جهاد برعلیه روسها و همچنان جنگهای تنظیمی، پاکستان حامی اصلی گروههای مخالف دولت افغانستان بود، نه تنها که مشکل اسکان و پادگانهای شبه نظامیان حل بود؛ بلکه کمکهای نقدی و تسلیحاتی این کشور به شبه نظامیان مخالف دولت افغانستان که تحت عنوان « مجاهد » بر علیه خاک شان فعالیت میکردند تراژدی دیگری بود که افغانستان را به ویرانه تبدیل نمود.
در حال حاضر نیز همان تاکتیک سابق با تغییر روش در قبال افغانستان ادامه دارد، با این تفاوت که گروههای متفاوت تحت عنوان واحد «طالبان» سر و سامان یافته و مطالبات پاکستان را به صورت سازمان یافته تر از قبل به طور نیابتی مطرح مینمایند، به نظر میرسد تا زمانی که مسئله دیورند به صورت رسمی میان افغانستان و پاکستان حل نگردد، چالشهای موجود متناسب با شرایط زمانی با افت و خیز در قبال افغانستان جریان خواهد داشت، در حال حاضر که رئیس شورای مصالحه با هیأت همراه به پاکستان سفر کرده است تا حمایت این کشور را در قبال مسئلهی صلح به دست بیاورد، امر پسندیده و قابل حمایت است؛ اما اینکه استراتژی قابل مطرح از سوی هیأت افغانی چه باشد تعیین کننده میزان تأثیر گزاری و موفقیت این هیأت است، به نظر میرسد که پاکستان ابزار فشار تروریزم را به عنوان برگ برنده به این راحتیها از دست نخواهد داد، با این وصف، پاکستان منافع حد اکثری شان را از چندین بُعد به بررسی خواهند گرفت، این کشور بخشی از رهبران طالبان را که در دفتر قطر حضور دارند به عنوان نیروی قابل معامله برای رسیدن به صلح به مصرف میگیرد، اما با استفاده از شاخه فرماندهان و شبه نظامیان آنان در قالب شبکه حقانی بیشترین فشار جنگی را بالای دولت افغانستان تعقیب مینمایند تا در میدان جنگ و صلح دست بالاتر داشته باشند اگر صلح به تحقق پیوست، پاکستان همکاری اش را در قبال این پروسه به رخ افغانها و جامعه جهانی بکشاند و از آنان امتیازات لازم را به دست آورند، اگر پروسه به شکست انجامید آنان همچنان ساز و برگ نظامی که محور اساسی سیاست خارجی آنان در قبال افغانستان را تشکیل میدهد همچنان در اختیار داشته باشند تا در مناسبات دراز مدت از خدمتگاران بی مزد شان استفاده لازم را بنمایند.
بُعد دیگری که پاکستان سخت به آن چشم دوخته است، وزنه حمایتی خلیلزاد است که تا کنون به نفع این کشور سنگینی کرده است، نماینده ویژه آمریکا در قبال صلح افغانستان تا کنون به خوبی توانسته است نقش طالبان را که یک گروه نیابتی است در افغانستان و جهان برجسته سازد، خارج ساختن رهبران طالبان از لیست سیاه سازمان ملل متحد و کسب مشروعیت بین المللی آنان از کارکردهای آقای خلیلزاد است که با حسن نیت در قبال این گروه به انجام رسیده است تأثیر گزاری خلیلزاد در داخل افغانستان نیز بی بهره نبوده است، رهایی پنجهزار زندانی طالبان که هم اکنون بسیاری از آنان در جبهات جنگ بر علیه دولت به سر میبرد نیز پیش پرداخت امتیازات به حساب میآید؛ اما پاکستان بیشتر از اینها از آقای خلیلزاد انتظار دارد که وی نیز در صدد اجرایی ساختن آن میباشد، به قول خود شان تلاش در جهت « اسلامی » ساختن نظام سیاسی افغانستان که تاکتیک وارد شدن از دریچه دین در صحنه سیاسی میباشد، بیشترین سود را در کیسه پاکستان خواهد ریخت، زیرا در چنین نظامی که تا هنوز مولفهها و جزئیات آن آشکار نیست طبیعی است که طالبان محور خواهند بود و سائر گروههای سیاسی به صورت طفیلی در نظام نقش خواهند داشت، اینکه آیا چنین نظام قابل تحقق است یا خیر بحث دیگری است، اما تلاشهای کنونی روی این خطوط به شدت جریان دارد.
مورد دیگری که نیز نمیتوان از آن غافل شد، تلاش آمریکا در جهت تدارک چتر سیاسی وسیع است که در صورت خروج این کشور از خاک افغانستان، این چتر به عنوان تأمین کننده منافع ایالات متحده در افغانستان و منطقه باشد، در این شکی نیست که آمریکا در تعامل استراتژیک با پاکستان، بهتر و آسان تر میتواند چنین چتر مشترک را ایجاد نمایند، اینکه فضای مهندسی شدهی صلح تا چه حدود با چارچوبهای نقشه پیش خواهد رفت نیازمند زمان و موضع گیری گروههای سیاسی است، اما آمریکا ناظر به وضعیت است تا در هر صورت ممکن، فضای موجود را در تسلط خویش داشته باشد؛ بنا بر این، استراتژی شورای مصالحه ملی که هم اکنون در پاکستان با مقامات این کشور در حال چانه زنی است چه خواهد بود، اگر هیأت افغانی در مقابل خواستههای اعلامی و غیر اعلامی پاکستان راه حل قناعت بخش داشته باشد احتمال اینکه حمایت آنان را جلب نماید قابل انتظار است اگر در ممحورهای یاد شده نتواند قناعت این کشور را حاصل نماید، خوشبینی به ختم جنگ نیز دور از انتظار است؛ لذا اکنون آنطور که از قرائن پیدا است صلح افغانستان به درازا خواهد کشید، اما دولت افغانستان با استفاده از متخصصین خبره حوزه علوم سیاسی و جامعه شناسی در راستای فرضیههای یاد شده اگر راه حل قناعت بخش داشته باشند قدمی در راستای صلح نزدیکتر خواهیم شد.

دیدگاه شما