صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۱۰ قوس ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

دشواری‎های روابط کابل- اسلام آباد

-

دشواری‎های روابط کابل- اسلام آباد

همزمان با تلاشهای جدی دولت افغانستان، اجماع جهانی و منطقهای برای برقراری صلح در افغانستان، عمران خان نخست وزیر پاکستان به کابل آمد تا با مقامات افغانستان پیرامون روابط دو جانبه و تسهیل روند صلح گفتگو کنند. روابط کابل-اسلامآباد بابت مداخلات و رویکردهای ویرانگرانهی ارتش پاکستان در قبال افغانستان که حرف اول و آخر را میزنند؛ به شدت تنشآلود و بر فضای بیاعتمای برقرار بوده است. باور غالب این است که سیاست پاکستان در قبال افغانستان به صورت خصمانهی توسط جنرالان و نظامیان تدوین شده و حکومت ملکی اسلامآباد فقط نقش روخوانی از آن سیاست را دارد. از طرفی هم پیشنه تاریخی ارتش پاکستان حاکیست که آنها برای جلب حمایت اسلامگرایان تندرو و بنیادگرا و بسیج آنها در میدانهای جنگ کشمیر علیه هند، از دهه نود به اینسو رویکرد اسلامیزه کردن ارتش را در پیش گرفته و با تطبیق آموزههای اسلامی به سمت ایدئولوژیک شدن رفته است. بر همین اساس با گروههای بنیادگرا و تندرو اسلامی روابط گسترده، پیچیده و تنگاتنگی را برقرار کرده که گسستن از آن به آسانی ممکن نیست. با اعتماد بر این روابط، در سال 2007 میلادی تندروان اسلامی درقضیه مشهور لعلمسجد در اسلامآباد خودسرانه به یک مرکز ماساژ و طبابت چینی حمله کرده تعدادی از شهروندان چینی را کشته و تعدادی را به شمول زنان گروگان گرفتند، هر چند با فشارهای جدی حکومت چین، ارتش پاکستان به لعلمسجد حمله کرده بیش از 100 طلبه دینی را کشته و زخمی کردند که همین قضیه سبب شد روابط ارتش پاکستان با گروههای تروریستی دچار تنش شود. در سال2011میلادی که  بین "آی اس آی" و رهبری القاعده بر سر تفاوت دیدگاه جهت اعزام جنگجویان به کشمیر اندکی کشیدگی پیش آمد، همزمان با این مشاجرات و دلخوریها، نیروهای ویژه ارتش آمریکا عملیات کشتن اسامه بن لادن در ایبتآباد پاکستان را راه اندازی کرد، که باراک اوباما در کتاب خاطرات خویش که تازه منتشر شده نیز به این مسئله اشاره کرده است، میتوان به عمق این روابط و پیچید گی رویکردهای پاکستان  پی برد. طالبان که از جمله همان گروههای مورد اعتماد "آی اس آی" بود/هست و از اوان تآسیساش به عنوان نسخهی بدیل مجاهدین طراحی شده بود، نیز از این کیش و قوسها مستثنی نبوده است. کارشیوه استفاده ابزاری از این گروه برای تطبیق اهداف و خواستهای اسلامآباد در قبال افغانستان غیر قابل انکار است. در سالهای بعد از 2006میلادی ارتش پاکستان در رویکرد دو سویه برخلاف تعهد قبلیاش با نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا و ناتو جهت کمک به آنها در صف مبارزه با تروریسم در افغانستان که میلیاردها دالر کمکهای نظامی از آمریکا دریافت کرد، همزمان طالبان شکست خورده و متواری از میدانهای جنگ در افغانستان را در خاک خویش پناه داده برای تجدید قوا و بسیج دوباره این گروه علیه نیروهای ائتلاف و دولت افغانستان کمک های فراوانی به آنها کرد، این رویکرد تا حال به قوت تمام ادامه یافته و تغییری در آن دیده نشده است. با توجه به اینکه کارت بازی جنگ و صلح در افغانستان اغلب در دستان استخبارات نظامی ارتش پاکستان ( آی اس آی) بوده؛ سیاست خارجی کابل بعد از سال 2014میلادی همزمان با به قدرت رسیدن محمد اشرف غنی، تا جای توانست پاکستان را در تنگنا قرار داده و در کوتاه مدت این کشور را به انزوای منطقهای و جهانی بکشاند، اما در بازی استخباراتی موقف دو کشور هیچگاه برد برد و یا حداقل مساوی نبوده است. در تعبیر هابزی از قدرت و سیاست، می بایست کابل با قدرت مانع قدرت اعمال نفوذ اسلامآباد در امور افغانستان می شد، که متاسفانه در میدان نظامی و استخباراتی بازی برابر نبوده و کاستی های جدید داشتهایم. عواملی در دو بعد خارجی و داخلی باعث شد افغانستان در موقف ضعیفتر قرار گیرد. در بعد خارجی پاکستان با رویکرد حمایت از گروه های افراطی به  جنگ نیابتی متوصل شد، متحدین افغانستان خصوصاً آمریکا به رهبری دونالد ترامپ از کابل حمایت قاطع و همه جانبه نکرده؛ بلکه جانب پاکستان را گرفت. در بعد داخلی عدم ثبات، اقتدار قوی و پایداری سیاسی سبب شد تا  برخی جریانهای سیاسی در شرایط حساس و شکننده به تضعیف موقف دولت تلاش کنند؛ این مسایل دولت افغانستان را در موقعیت ضعیف تری قرار داد. با این همه، در سالیان اخیر پاکستان در شرایط دشواری قرار داشته است.به گونهی که کمکهای نظامی آمریکا تعلیق شد، در آمد پاکستان از مجرای روابط تجاری این کشور با افغانستان که گهگاهی با بستن مرزها از آن به عنوان ابزار فشار بر کابل استفاده میکرد، به شدت کاهش یافته؛ کالاهای این کشور دیگر به آسانی نمیتوانند وارد بازارهای کشورهای آسیای میانه شود، "گروه ویژهی اقدام مالی" بابت رویکرد حمایت از تروریسم، این کشور را در لیست خاکستری قرار داده و خواهان اقدامات عملی بیشتر در این زمینه شده تا شرایط خارج شدن از وضعیت خاکستری را محیا کنند. چین متحد اسلامآباد مدام خواهان قطع حمایت پاکستان از گروههای تروریستی که در مناطق قبایلی تحت حمایت سرویس اطلاعاتی ارتش پاکستان "آی اس آی" فعالیت وسیع دارند، هستند؛ زیرا پکن این گروهها را تهدید جدی برای حاکمیت خویش در ایالت غربی سینکیانگ میداند؛ آمریکاییها نیز بعد از سال 2019 میلادی با اعمال فشارهای دیپلماتیک از پاکستان خواسته تا طالبان را وادار به حاضر شدن بر میز مذاکره کنند. با چنین وضعیت میتوان گفت این کشور از رویکرد سیاسی و بازی استخباراتی خویش هم در سطح داخلی به شدت صدمه دیده، مردم این کشور از این نوع عملکرد ارتش ناراض است، چنانکه جریان "حفاظت از پشتونها" که هفته گذشته در میرانشاه حرکت وسیع اعتراضی را بر پا کردند، مصداق عینی این ادعاست.
همچنان با تغییراتی که در میدان بازی برخلاف میل ارتش پاکستان به وجود آمده، بخشی از گروههای افراطی خارج از کنترول "آی اس آی"، هر از چندگاهی اهدافی را در پاکستان مورد حمله قرار میدهند که عمران خان در کنفرانس خبریاش از صدمات این گروهها به اختصار یاد کرد. همچنان این کشور تحت فشارهای جدی جهانی قرار دارند. تا حال که به تعبیر ملا عبدالسلام ضعیف سفیر پیشین طالبان در اسلام آباد "پاکستان دو زبان در یک دهان، دو چهره در یک سر، بوده و همه را فریب داده است". چنانچه اسلامآباد واقعاً به این نتیجه رسیده باشد که با تغییر سیاست در بحث جنگ و صلح افغانستان، نقش مثبت بازی کند؛ در نگاه خوشبینانه به این سفر، باید در روزهای آینده شاهد تحولات جدی و اقدامات فوری منجمله شکسته شدن بنبست گفتگوهای صلح در دوحه باشیم که بعید به نظر میرسد,  اما شکسته شدن یک سنت دیرینه دشواریهای زیادی داردکه به برخی از آنها اشاره میگردد:
اول؛ بی اعتمادی عمیق کابل نسبت به اسلامآباد: پاکستانی ها با ترسیم سیاست جنگ نیابتی علیه افغانستان از گروههای مخالف دولت افغانستان به شمول طالبان به عنوان ابزار براندازی حکومتهای که در کابل مطابق میل و خواستشان نبوده کار گرفته/ میگیرد تا به اهداف خویش منجمله عمق استراتژیک، فیصله منازعه مرز دیورند از مجرای تسلط، اطمینان از عدم مدیریت آبهای که به پاکستان سرازیر می شود که مطابق برخی از برآوردهای تقریباً 23 فیصد سکتور زراعت پاکستان از همین آبها آبیاری میشود؛ در بیشتر ازسه دهه نقش ویرانگری بازی کرد که دیوارهای اعتماد بین دو کشور فرو ریخت، هر چند عمران خان نخست وزیر پاکستان در کنفرانس خبری روز پنچشنبه بر اعتمادسازی بین دو کشور تاکید کرد، حامد کرزی رییس جمهور پیشین افغانستان در دوران حکومتاش بیش از 20 بار به اسلام آباد رفت؛ اما هیچ تغییری در نقش سیاست پاکستان در قبال کابل به وجود نیامد، محمد اشرف غنی نیز در ابتدای به قدرت رسیدن خویش تلاش کرد با این کشور روابط بهتری برقرار کند، اما جانب اسلامآباد اقدامی موثری نکرد.
دوم؛ عدم وجود مرجع تصیمگیری واحد در پاکستان: در بحث جنگ و صلح افغانستان تصامیم و صلاحیتها در اختیار جنران ارتش پاکستان است، عمران خان در اوایل حکومتاش خواهان بهبود روابط با کابل شد، اما با گذشت سالها او موفق به این کار نشده است تا اینکه در هفته گذشته به کابل آمد. در آستانهی این سفر سخنگوی ارتش پاکستان کابل را متهم به تبانی با هندوستان کرد که گویا دارد از تحریک طالبان پاکستانی و عناصر بلوچ ضد پاکستان حمایت می کنند؛ ادعای که گمان میرود جدای از درستی و نادرستی آن، به نحوی سنگ اندازی بر سر راه عمران خان در سفر به کابل بوده باشد. از سخنان عمران خان نیز میشد این را خواند که مردم پاکستان در افغانستان صلح میخواهد ولی هستند کسانیکه این را نمیخواهند. تصامیم بزرگ در پاکستان مرجع واحد ندارد که اوضاع را پیچیده میکند.
سوم؛ لایههای مبهم خواست پاکستان: پاکستان با آنکه در سیاست اعمالیاش مدام در تلاش بدست آوردن منافعی منجمله کاستن از نقش هند در افغانستان، نرمش کابل در مورد مشکلات مرزی، بحثهای مربوط به آبها و افزایش همکاریهای اقتصادی بوده است، اما ارتش این کشور تلاش کرده است که این خواستها را در زبان خشونت جستجو کنند، چنانکه محمد اشرف غنی رئیس جمهور در کنفرانس خبری تلویحاً به آن اشاره کرده و گفت سیاست توصل به خشونت مردود است و به مذاکره و گفتگوی سیاسی تاکید کرد؛ لذا لایههای خواست پاکستان مبهم است. با ابهام نمی شود به  توافقی دست یافت.
چهارم، تفاوت دیدگاه و تضاد در خواست ها: همزمان با شدت یافتن خشونتها، مردم و دولت افغانستان خواهان برقراری آتش بس و کاهش فوری خشونتها و شکسته شدن بنبست گفتگوهای صلح در دوحه است که همه میدانند کلید آن در راولپندی پاکستان است؛ اما پاکستان به شمول نگرانی از حضور هند در افغانستان دنبال چراغ سبز کابل نسبت به خواستههای است که بدون مذاکره و توافق عملی نیست. آنچه واضح است، در صورت دوام خشونتها نه تنها افغانستان روز خوشی نخواهد دید، بلکه پاکستان نیز به منافع اقتصادی و خواست های سیاسی اش نخواهد رسید.
با آنهم باید در مورد نتایج این سفر دید و قضاوت کرد.

دیدگاه شما