صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۲ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

تیغ تیز خشونت‌ها و قربانی شدن مردم

-

تیغ تیز خشونت‌ها و قربانی شدن مردم

با وجودی که انتظار می‌رفت در جریان مذاکرات بین الافغانی صلح، ضریب خشونت‌ها به گونه‌ی چشمگیر کاهش یافته و دو جانب با رعایت حسن نیت که به آن ملزم گردیده بودند پا یبندی نشان دهند؛ اما حملات روز افزون طالبان در نقاط مختلف کشور به خصوص کلان‌شهرها، این امید را به یأس مبدل کرده است. قبل از آغاز مذاکرات بین الافغانی صلح، حملات طالبان بیشتر بر ساحات نظامی و جنگ‌های جبهه‌ی متمرکز بود؛ اما در جریان این مذاکرات، گروه طالبان شیوه‌ی تاکتیکی شان را با تغییر صد و هشتاد درجه‌ی از اهداف نظامی به شخصیت‌های ملکی و کلان‌شهرها متمرکز ساخته اند، حسن نیتی که با پا در میانی آمریکا، دو جانب دولت و طالبان به آن متهعد گردیده بودند، ملزم ساختن دولت به رهایی زندانیان طالبان بود و متقابلا طالبان نیز ملزم گردیده بودند تا سطح خشونت‌ها را کاهش داده و حمله به کلان‌شهرها را از برنامه‌های شان دور سازند؛ اما با گذشت هر روز، نسبت به روزهای قبل این حملات صورت فاجعه آمیزتر به خود گرفته و در عوض توقف و کاهش، هدفمندانه تر از قبل چهره‌های مدنی و مراکز شهر را که تجمعی از انسان‌های بی گناه در آن تردد دارند مورد هدف قرار می‌دهند.
حملاتی که طی چند روز اخیر به طور هدفمندانه برچهره‌های مدنی و اهداف شهری صورت گرفته است شامل قتل روزنامه نگاران، حمله انفجاری بر مرکز شهر بامیان، حمله موتر بمب در شهر غزنی و زابل که حدود 30 تن کشته بجا گذاشت از دستاوردهای فعال شدن ماشین کشتار این گروه بالای مردم افغانستان است، با وجودی که مردم افغانستان و کشورهای جهان همواره خواهان کاهش خشونت گردیده و حملات طالبان را نکوهش می‌نمایند؛ اما این گروه به صدای هیچکدام لبیک نگفته و کماکان به رویه‌ی انسان کشی تداوم می‌دهند، اخیرا کنفرانس جنیوا که به هدف تعهد دو جانبه دولت افغانستان و جامعه جهانی مبنی بر همکاری‌های دو جانبه دائر گردید، کشورهای حاضر در این نشست، صلح و همدیگر پذیری را محور این نشست قرار داده بودند و از دولت و طالبان خواستند تا افق روشن صلح و آتش بس را در دستور کار قرار دهند؛ به تعقیب آن چند روز قبل کنفرانس سازمان همکاری‌های اسلامی دائر گردید و کشورهای حاضر در این نشست، با صدور قطعنامه‌ای حمایت خود را از مردم افغانستان اعلام کردند، این سازمان از علما و نهادهای مذهبی کشورهای عضو خواست تا جنگ در افغانستان را تحریم کنند و از روند مذاکرات صلح حمایت کنند، این سازمان خواستار ارایه راه‌حلی برای افغانستان گردید که در آن نظام دموکراتیک، قانون اساسی و پیشرفت‌های اجتماعی و اقتصادی ۱۹ سال گذشته حفظ شود، همینطور کشورها و سازمان‌های متعدد دیگر از جمله سازمان ملل متحد نیز از طالبان خواسته‌‌اند به آتش‌بس فوری تن دهند اما پاسخ طالبان تاکنون منفی بوده ‌است.
جبران ضعف با رنگ خون: تجربه جنگ‌های پارتیزانی در کشورهای گوناگون ثابت ساخته است وقتیکه گروه‌های مخالف دولت توان رویارویی و مقابله با اردوی کشورها را از دست می‌دهند، استراتژی رعب و وحشت آفرینی را با خون ریزی کتله‌های مختلف اجتماعی روی دست می‌گیرند، این تاکتیک هم اکنون در کشور ما توسط طالبان انجام می‌گیرد، به این واقعیت همه واقف اند که این گروه توان رویارویی با نیروهای امنیتی را از دست داده اند، در حملاتی که آنان با تمام توان و قوت شان بالای مراکز نظامی و کلان شهرها تدارک دیده اند، هربار با شکست مفتضحانه مجبور به فرار شده اند، دستاوردی که این گروه از چنین حملات داشته اند، با تقبل کشته‌های زیاد، صرفا توانسته اند خود را سرخط خبرهای رسانه‌ها قرار دهند، استراتژی "فتح" که قاموس ارزشی این گروه را در حملات توجیه می‌کند هیچگاه به واقعیت نپیوسته است، جنگجویان طالبان فارغ از حصار قانون و رعایت حقوق جنگ، در خلق فاجعه و کشتار دست باز دارند، این گروه همانند نیروهای امنیتی افغان دست و بال شان با ریسمان قانون بسته نیست. حمله به اهداف مورد نظر و متضرر ساختن ساحات پر جمعیت به هر قیمتی در استراتژی آنان نهفته است، اما در مقابل، نیروهای امنیتی افغان در جنگ و درگیری مواردی زیادی است که باید آن را رعایت نمایند، این نیروها مجبور اند که پلان‌های طرح شده همچون دفاع، دفاع فعال و تهاجم را با دستور گیری از مرکز عملی نمایند، عدم متضرر شدن افراد ملکی اعم از جانی و مالی از نکات مهم آموزش‌های جنگی نیروهای امنیتی است، تشخیص دشمن و غیر دشمن، عدم ضرر به تأسیسات عام المنفعه در جریان جنگ که طالبان از آن به عنوان سپر استفاده می‌نمایند و غیره مواردی از این دست، تنگنای شرایط جنگی نیروهای امنیتی افغان است که نسبت به گروه طالبان دست و بال شان را بسته است، این نیروها هیچگاه همانند طالبان اجازه استفاده از ماین‌ها و حملات کور بالای ساحات طالبان را ندارند؛ بلکه فرماندهی واحد با رعایت حقوق جنگ و قوانین بشردوستانه حصارهایی است که نمی‌توانند حملات بی قید و شرط را بر جبهه طالبان تحمیل نمایند؛ اما گروه طالبان بدون در نظرداشت نکات یاد شده در انجام حملات داست باز دارند، این گروه هیچگونه محدودیت جنگی ندارند، از کشتار مسافرین در شاهراهها گرفته تا حملات انتحاری و ماین‌های کنار جاده‌ی و مغناطیسی، از حملات هدفمند بر چهره‌های سرشناس غیر دولتی گرفته تا حمله به مراکز اکادمیک و بازار همه و همه منطقه الفراغ قانونی این گروه هستند، آنان مجاز به هرگونه جنایتی اند که در پس آن توانسته باشند خود را سر زبان‌ها انداخته توجه افغانستان و جهان را جلب نمایند، این گروه قبل از اینکه پرچم سفید صلح را نشانه سعادت و رسیدن به آرمان بپندارند، خون سرخ هموطنان را مجرای جبران کاستی و ضعف‌های بر شمرده اند.
ناتوانی در آبادانی: یکی دیگر از محورهایی که این گروه را سر زبان‌ها می اندازد، تخریب تأسیسات عام المنفعه از قبیل حمله بر آنتن‌های شبکه‌های مخابراتی، تخریب و قولبه نمودن سرک‌ها، از میان برداشتن پلچک‌ها و تلاش در جهت قطع لین برق و غیره، از مورادی اند که در کنار قتل و کشتار و هدفمند، می‌توانند به تشهیر و آوازه شدن آنان کمک نماید، نقطه مقابل توسعه و آبادانی، تخریب و ضرر رسانیدن است، این گروه از بدو تأسیس تا زمان حاکمیت پنج ساله شان هیچ موردی از ساخت و ساز و کمک به اقتصاد کشور را در کارنامه شان ندارد، در زمانی که با میل تفنگ توانستند بخش کلان خاک کشور را تصرف نمایند، جبهه مقابل نداشتند که در راستای اقدامات آبادانی و توسعوی آنان مزاحمت نمایند، از آن وقت کمترین دستاوردی که دال بر انگیزه وطن دوستی شان بجا مانده باشد نیز مشهود نیست، در حال حاضر که خود را در قامت یک گروه ناراض و طرد شده می‌بینند، بعید است دلسوزی به منافع عمومی را در دستور کار خویش قرار دهند، با این حال تأسیسات عام المنفعه به این دلیل یکی دیگر از اهداف حملات این گروه می‌باشد که ارزش آن همانند حیات مردم از اهمیت برخوردار است، این گروه وقتیکه در کنار جان مردم مفاد حیاتی آنان مورد هدف قرار می‌دهد روحیه عمومی را به شدت آزرده ساخته و به گمان خود شان که با این کار می‌توانند زمینه نارضایتی عموم را از عدم توانایی دولت در تأمین امنیت برجسته ساخته و به مرور زمان می‌توانند خود را بر جامعه تحمیل نمایند؛ دولت با ساخت و ساز توانسته است قناعت شهروندان را حاصل نموده و سهولت‌هایی را ایجاد نماید؛ اما طالبان از چنین توان برخوردار نیستند و در راستای شهره شدن شان تاکتیک تخریب را روی دست می‌گیرند.
نتیجه گیری: آنچه که طالبان از آن در هراس اند، میزان روز افزون آگاهی و تغییر نسلی در جامعه است، قسمتی از جامعه افغانستان با تقبل هزار زخم، آهسته و پیوسته خود را با ارزش‌های نوین و جهان پذیری همنوا ساخته اند، تداوم این فرایند برای طالبان خوشایند نیست، به همین اساس است که آنان با استفاده از هر مجرا خواهان بقای خود در فرایند زمان و تغییر نسلی است، در محاسبات آنان قتل و کشتار هدفمند و به تعقیب آن تخریب بی پیمانه‌ی تأسیسات عام المنفعه این گروه را در ضمیر جامعه زنده نگهداشته و تداوم چنین حالت مجاری رسیدن به اهداف را برای آنان مهیا می‌سازد؛ اما به نظر می‌رسد اشتباه محاسباتی که در پس چنین معرکه نهفته است در عوض اینکه آنان را به هدف نزدیکتر سازد منفور تر و منزوی تر از قبل می‌سازد، این گروه هیچ راهی جز این ندارد که خود را با پدیده همزمانی همنوا ساخته و به خواسته‌های صلح پذیری مردم افغانستان، جامعه جهانی و کشورهای اسلامی لبیک گفته و به آتش بس و صلح تن بدهند، این یگانه مجرایی است که ممکن است طالبان را به عنوان یک واقعیت جامعه افغانی در بدنه نظام پیوند داده و زمینه زندگی شهروندی را برای شان مهیا سازد.

دیدگاه شما