صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۲۱ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

افزایش ترور غیرنظامیان؛ طالبان در تلۀ نیرنگ

-

افزایش ترور غیرنظامیان؛ طالبان در تلۀ نیرنگ

تاریخ مداخلات پاکستان در امور افغانستان بر می‌گردد به دهه 80 میلادی، در زمان جهاد مردم افغانستان علیه تجاوز نظامی شوروی سابق. جهاد افغانستان اینکه چه سرنوشتی را بر مردم و کشور افغانستان به ارمغان آورد، بحث علیحده‌ای است و در این مورد تاریخ قضاوت عادلانه و شفاف خواهد داشت. جهاد افغانستان اما پاکستان تازه تاسیس، فقیر و در گیر منازعات مدنی را به یک بازیگر جدی و قدرت‌مند در عین‌حال به یک قدرت اتمی مبدل ساخت.
در آن سال‌ها مدیریت جنگ و کمک‌های مالی و نظامی جهاد افغانستان مستقیم در دست سازمان اطلاعات مرکزی پاکستان قرار داشت و جنرالان پاکستانی از این خلا مدیریتی افغان‌ها استفاده بهینه کردند. آی‌اس‌آی از دزدی‌های کمک‌های مالی به مجاهدین، توانست مشکلات مالی کشور نوتاسیس خود را مدیریت کند، از دزدی  سلاح هایی که به مجاهدین داده می شد، ارتش و نهادهای نظامی این کشور به یکی از ارتش های قوی منطقه مبدل شد و حتا از فرصتی که ایالات متحده امریکا درگیر جهاد افغانستان علیه شوروی بود، کشور فقیر پاکستان به یک بارگی به کشور دارای تسلیحات اتومی مبدل شد.
منظور از این حرف این است که پاکستان در مدت ده سال جهاد و بعد از آن در زمان جنگ‌های داخلی افغانستان، با در دست گرفتن مدیریت جهاد توانست به اهداف چندگانه‌ای برسد که در حالت عادی هرگز درتصور این کشور وجود نداشت.
پاکستان متحد شوروی را که برای آن کشور خطر جدی پنداشته می‌شد، نه تنها به لحاظ ساختار سیاسی، نظامی و دولتداری نابود کرد که تمام زیرساخت‌های این کشور را نیز ویران و نابود کرد. در عین زمان به تمام کمبودی‌های مالی و تسلیحاتی خود رسیدگی کرد و از مجاهدین به عنوان نیروی مرگ در برابر هم و در برابر منافع ملی افغانستان استفاده اعظمی برد.
اما روزی که دانست دیگر جهادیان به کار پاکستان نمی ایند، گروه طالبان را ایجاد کرد و تمام مجاهدین را اعم از موافق و مخالف از صحنه بیرون راند.
حادثه 11 سپتامبر موجب شد که شرایط نه تنها در کشور ما که در منطقه و جهان عوض شود، در غیر آن حالا کشور ما یک کشوری در اختیار کامل پاکستان و سازمان آی‌اس‌آی بود.
جنرال اختر، جنرال یوسف، جنرال حمید گل و جنرال اسد درانی شهرت استخباراتی و نظامی‌شان را مرهون ویرانگری کشوری به نام افغانستان می‌دانند.
اکنون نیز در دو دهه اخیر پاکستان در دو جبهه مخالف نقش بازی می‌کند. این طرف خود را متحد ایالات متحده امریکا در امر بازسازی و احیای مجدد کشور جنگ‌زده افغانستان جا زده است، در طرف دیگر به‌دنبال عمق استراتیژی خود در افغانستان و منطقه بوده است.
در 19 سال گذشته این گروه، خون‌ بیش از صدهزار انسان این سرزمین را صرف به هدایت پاکستان ریخته و میلیاردها دالر به زیرساخت مملکت آسیب رسانده است، و جریان توسعه‌ای که با کمک‌های جهان محتمل بود را نیز تا حدی زیاد سد شده است.
نسخه امارت طالبان نیز چیزی جز یک آله دست برای پاکستان نیست. ملابرادر پس از دستگیری و با حقیرترین شکل زندان شدن در پاکستان، باید به این نکته واقف شده باشد که پاکستان به این گروه و قمندانان این گروه به عنوان مهره‌های بازی نگاه می‌کند و هرگز چیزی جز منافع خود بر گروه یا افرادی که در خدمت این حکومت قرار دارند پشیزی اهمیت نخواهد داد.
از مدتی که جنگ‌های مسلحانه و گروهی طالبان با نیروهای دفاعی افغانستان پاسخ نداده است، پاکستان باز به فورمل و تاکتیک زمان مجاهدین برگشته است.
راکت باران شهرها، تخریب جاده‌ها و پل‌ها، قطع برق، کشتار غیر نظامیان و ایجاد رعب وحشت در میان مردم، چیزی که طالبان در یک‌سال و نیم اخیر به این موارد متوسل شده است. ترور زنجیزه‌ای خبرنگاران، فعالان حقوق زن، حقوق بشر، زن، کودک و غیر نظامیان و انهدام تاسیسات عامه تاکتیک جدیدی است که آی‌اس‌آی به طالبان دیکته کرده است. این سازمان درست راه می‌رود، اما طالبان است که فریب خورده و نا حق خون میدهند و خون میریزند.
کارشناسان سقوط سریع شهرها یکی پی دیگر در زمان ظهور گروه طالبان را، قدرت طالبان نه که میزان تنفر گسترده مردم از گروه‌های جهادی می‌دانند. در موارد که مردم با رهبران‌شان همبستگی داشتند طالبان تا آخر رژیم امارت‌شان هم موفق نشد که آن مناطق را تسخیر کند. دره کوهستانی و محاصره شده پنجشیر، دره صوف، بامیان و چند مورد دیگر نمونه‌های این مدعا بودند. طالبان تا اخیر موفق نشد دره پنجشیر را بگیرد، بامیان را چند بار تصرف کرد ولی هیجگاه نتوانست اداره کند. به همین قسم هرگز قادر نشد دره صوف سمنگان را در اداره امارتی خود بیاورد.
در شهرهای بزرگ که بحث قومیتی مطرح نبود، و مردم بیش از اندازه از گروهای جهادی و درگیری‌های‌شان خسته شده بودند، به راحتی در اختیار طالبان قرار گرفتند.
اکنون نیز می‌تواند عین وضعیت برای طالبان صادق باشد. پاکستان از موجودیت این گروه تروریستی در پی منافع و عمق استراتیژی خود است و این گروه را مثل سربازان پیش‌مرگه مورد استفاده قرار می‌دهد. از جانب دیگر به میزان که طالبان به منافع عامه صدمه بزند و قتل و کشتار غیر نظامیان را گسترده بسازد به همان پیمانه مورد انزجار و تنفر مردم واقع می‌شود.
واقعیت این است که طالبان از نظر مردم افغانستان یک گروه تروریستی، خون‌آشام، وحشی و نوکر بیگانه است و با ارتکاب جنایات بیشتر این تنفر مردم بیشتر خواهد شد.
پس خوب خواهد بود که این گروه از این فرصت پیش آمده برای رسیدن به صلح و رسیدن به امتیازهای سیاسی استفاده کند و بیش از این آله دست دیگران برای ویرانی کشور نشود. زیرا پاکستان طالبان را بیش از یک نوکر خایین به خاک شان نمی‌شناسد، چه این گروه تروریستی در قدرت باشد یا نباشد. و این طرف مردم افغانستان نیز این گروه را با این حجم از جنایات هرگز نخواهند بخشید. طالبان بدانند که این گروه بیش از دیگران خود در تله نیرنگ آی‌اس‌آی است و در هر صورت بازنده است.

دیدگاه شما