صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۷ حوت ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

خشونت فزاینده طالبان در سایه حمایت کشور های خارجی

-

 خشونت فزاینده طالبان در سایه حمایت کشور های خارجی

انسانها در زندگیاش، مطالعهای  رفتارها و مناسبات انسانی را تا دلشان خواست پیچیده و دشوار کرد. چنانچه که رفتارها و مناسبات تنشزا و منازعه بر انگیز را خلق کردند که خودشان از حل آن عاجز است. از یاد نریم که یکی از دشواریهای مطالعه علوم انسانی و پرداختن به حوزه رفتارها و مناسبات انسانی این است که انسان ها صاحب اراده و نیتِ پیشبینی نا پذیر اند، به همین خاطر است که بسیاری از پیشبینیهای ما در مورد عملکرد انسانها در باره خود و دیگری خطا از آب در می آید. با این حال ما شک می کنیم که نیت و ارادهی امریکاییها را در مورد افغانها درست فهمیده باشیم، شک می کنیم که آیا واقعن ما درست فهمیدیم که امریکاییها در طول دو دهه گذشته در صدد از بین بردن بنیادهای تروریزیم از افغانستان بوده است؟. با توجه به پیش فرض فوق درکِ نیت و اراده دیگران در مورد خیر و صلاح ما کار دشوار است، ظرافت فکری و خرد بسیار می خواهد.
هیچ شکی وجود ندارد که طالب یک گروه تبهکار است، جنایت طالب برای هیچ انسانی پوشیده نیست و نمی توان در قالب هیچ منطقی آن را گنجانید و از آن دفاع کرد. حتا در شرایط زندگی که هابز و لاک از آن بنام زندگی طبیعی یاد می کند نیز قابل دفاع نیست. در شرایط هابز و لاک قتل افراد بیگناه منع بود، حق حیات به عنوان قانون رسمی شناخته شده بود. ژانژاکروسو می گفت؛ در شرایط طبیعی انسانها بر خیر و مصلحت همدیگر رفتار می کند اما قرار داد اجتماعی برای تحکیم این رفتارها در نظر گرفته شود. می خواهم این نکته را عرض کنم که قبل از قرارداد اجتماعی(زندگی طبیعی) یک سلسله موضوعات وجود داشت که طالبِ امروز در قرن بیست و یک از آن بی خبر اند و بر آن پشت پا می زنند. در واقع گروه طالبان سری سازگاری با هم نوع خویش ندارند، چیزی بنام حقوق بشر، کودک، اطفال و زن را به رسمیت نمیشناسد. خشونت طالب خشونت بی حد و حصر است، هیچ مرزی برای خشونت ورزی شان قایل نیست. طالب گروه بی قاعده و قانون است، ما بار ها شاهد بی قاعدهگی و بی قانونی آنها بوده ایم، نه پابند اصول و مقرارت جمعی است و نه فردی. هم حقوق فردی را پایمال می کند و هم حقوق جمعی را که در قالب هیچ جریان فکری و دینی قابل دفاع نیست. خدمات عامه و کالاهای عمومی را بصورت وحشیانه ویرانه کردند و اکنون هم میکنند، تأسیسات اجتماعی و بنیانهای اساسی جامعه را تا توان داشت نابود کرد و حالا نیز میکنند. اینها گروه خشونت پیشه اند؛ در همهای سرزمین ها قتلِ کودک، زن و در مجموع افراد بیگناه منبع است، کسی بر اساس وجدان فردی و نیت باطنی شان چنین عملی را مرتکب نمی شود و اگر چنین اتفاقی رخ دهد اول تر از همه نزد وجدان و حسی وجودی خودش محاکمه می شود در قدم دوم نهادهای عدلی و قضایی، فرد مرتکب جرم را مطابق قانون مربوطه مجازات می کند. اما برای طالب، خشونت قاعده و قانون ندارد، گناهکار و بیگناه مطرح نیست. به عنوان نمونه؛ کودک که یک ساعت از عمرش را در این دنیا تجربه نکرده بود به ضرب گلولهای طالب جام شهادت مینوشد، بدن مادری در بستری زایمان توسط گلولهای تفنگ طالب پاره پاره می شود. گلوی کودک ده سالهای مسافر با چاقویی قصابی بریده می شود. تازه داماد و عروس با جمع کثیری از دوستان و خویشاوندانش بدم گلوله بسته می شود. غریب ترین و بی آزار ترین افراد جامعه به گروگان گرفته میشود و تا سر حد مرگ شکنجه میشود، و در جای همین طبقه کارگر و غریب جامعه در محل کارش به دم گلوله بسته می شود. در مسجد، که مقدس ترین مکان عبادت برای مسلمانان است پارهای بدنهای مؤمنان و انسانهای خدا جو همراه با ورقهای قرآن از ضرب گلوله طالب به هوا داده میشود. مکتب سوختانده می شود، آموزش و پرورش که در واقع صنعت و تکنالوژی دنیایی مدرن محصول آن است، از دیدگاه طالب شوم و نا پسند است. دانش آموزان در مراکز آموزشی که اکثراً در سن هفده و هجده قرار داشتند مورد حمله انتحاری قرار می گیرد و در یک چشم بهم زدن برای همیشه از پیش چشم خانواده و دوستان شان ناپدید می شود. موارد فوق نمونه از هزاران جنایت طالب است که تا بحال برای همنوع و هموطن اش روا داشته است. دو ماه قبل طالبان در ولایت غور حملهای انتحاری انجام داد که بیش از یک صد نفر کشته و زخمی بجا گذاشت، اکثریت شهدا و زخمیها را افراد ملکی و کودکان و زنان تشکیل میدادند.  همین است که گفته میشود گروه طالبان برای خشونتشان هیچگونه قاعده و قانون ندارد نه پابند اصول، قاعده و قانون دین الهی است و نه قاعده و قانون ملی و بین المللی را در نظر دارد. طالبان سال ها با ریختاندن خون انسانهای بیگناه زندگی کردند اکنون هم طالب، طالب است.
طالب نظام طالبانی می خواهد. امارت طالبانی ادامه همان خشونت چندین سالهای شان است مردم افغانستان امارت اسلامی نه بلکه امارت طالبانی را از سال 1996 تا سال 2001 با گوشت و خون شان تجربه کردند. تجربه که هیچ وقت فراموش نخواهد شد. کم نیستند شماری کسانی که این روزها از صلح با طالبان ابراز نگرانی می کنند؛ نه به این دلیل که خواستار ادامه جنگ طالبان هستند؛ بل با این توجیه ساده که «صلح با طالبان» یک گذاره پارادوکسیکال است. از دید آنها وقتی سخن از صلح با طالبان به میان می آید، صدای پای «امارت اسلامی» را بلندتر از هر زمان دیگری می شنوند؛ حتی بلند تر از زمانی که قشون طالبان با قساوت و خشونت و بی رحمی فراوانی  برای سقوط ولسوالی ها و ویرانی شهرها و کشتار مردم و نیروهای امنیتی، حمله می کنند.
از این نگاه صدای پای امارت، یک نشانه است، نشانه آغاز ویرانی دو باره؛ آغاز ویرانی دو باره شهرها و ولسوالیها و قریهها، در واقع آغاز پایان دموکراسی و نظام مردم سالاری که با خون نیروهای دلیر و جان بر کف مردم افغانستان تا این جا رسیدند.
در این میان گروه طالبان و افراد دیگری تلاش می کنند که تصویری روشن تری، با چهرهای مداراگر و اهل تسامح و تساهل از طالب ارائه کند، تصویری که آنها به حقوق زنان باورمند اند، یک حکومت چند قومی و فرا گیر می خواهند، قائل به انتخابات و تصمیم مردم برای تعیین مدیران و زمامداران هستند، با آزادی رسانه ها مخالفتی ندارند، مانع آموزش دختران نمی شود. اما این نگرانی برای مردم افغانستان وجود دارد که اگر گروه طالبان تا  این اندازه دگرگون شده است، پس طی این سالها برای چه چیزی خون ریخته است، آدم کشته اند، جنایت کرده اند، در برابر ارزشها و آرمانهایی که امروز نگران از دست دادن شان هستیم، ایستادگی و مبارزه کرده اند. در افغانستان طی دو دهه گذشته نسل جدید شکل گرفته است که با ارزشهای جمهوریت کلان شده و با آن خو گرفته است، چطور میشود طالب را از سری لجاجت و روحیهی خونخواری شان پایین کرد و در کنار نسل که با آزادی بیان، آزادی عقیده، حقوق زنان، حقوق کودکان، حقوق بشر و در مجموع با اصول جمهوریت خو گرفته و برای شان ارزش حیاتی دارد ایستاد کرد و در یک دسترخوان نان خورد. اکنون هم که در جریان مذاکرات صلح قرار داریم، طالبان بیش از هر زمان دیگر برای امتیاز گیری سیاسی خون هموطنان شان را بی مآبا می ریزند. طالب برای رسیدن به قدرت جان هزاران هموطن افغانستانی را هزینه میکند تا به امروز برای رسیدن به قدرت از هر تاکتیک ممکن استفاده کرده اند. و اکنون هم بصورت وحشیانه دست به خشونت می زند و روزانه دهها حمله انتحاری و انفجاری که اکثراً مردمان ملکی و غریب قربانی است می زنند.
بحث دوم نیت و اراده امریکاییها است. با در نظر داشت پیش فرض اول بحث؛ چطور امریکاییها موافقت کردند تا پنجهزار انسان جانی را دولت افغانستان از زندان رها کند در حال که بیش از یک ماه از مذاکرات بین الافغانی در دوحه می گذرد اما هیچ گونه تمکینی از جانب گروه طالبان برای سامان گرفتن مذاکرات صلح وجود نداشته و اکنون که اکنون است هم بحث صلح از جانب طالبان روشن نیست. از جانب دیگر چطور طالبان اعلام میکند که ما دیگر با نیروهایی امریکایی نمی جنگیم، هدف ما افغانها است.

دیدگاه شما