صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۲۱ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

جهان پسا ترامپ؛ افغانستان اولویت فوری سیاست خارجی جو بایدن

-

جهان پسا ترامپ؛ افغانستان اولویت فوری سیاست خارجی جو بایدن

قرار است تا ساعات پایانی روز چهارشنبه 20 ماه جنوری 2021 میلادی جو بایدن رئیس جمهور منتخب ایالات متحده آمریکا برخلاف عرف سیاسی جاری در این کشور قدرت را از مایک پنس معاون دونالد ترامپ رئیس جمهور قبلی که خودش حاضر نشد در مراسم تحلیف آقای بایدن اشتراک کند، تحویل بگیرد. این تحویل قدرت، تحولات بزرگی را در سطح جهانی به وجود خواهد آورد.
شبکه 12 تلویزیونی اسرائیل گزارش داده که تیم بایدن مذاکرات خویش را با ایران جهت احیای برجام از قبل شروع کرده و این موضوع را به اسرائیل نیز ابلاغ کرده است.
اتحادیه اروپا برای شروع کارهای مشترک با واشنگتن آماده می‌شوند. چین، هند، روسیه و.... در حال کار برای رویارویی با آمریکای پسا ترامپ هستند.
خبرهای منتشر شد که آقای بایدن در اولین روز کاری خویش فرمان اجرایی ممنوعیت مهاجرت مسلمانان به آمریکا را که دونالد ترامپ صادر کرده بود؛ لغو می کند و هم چنین فرمان اجرایی برای برگشت این کشور به سازمان جهانی بهداشت را امضاء خواهد کرد، همچنان تیم او برای برگشت این کشور به پیمان محیط زیستی پاریس نیز کار خواهد کرد؛ با این حال باید منتظر تحولات بود.
اما آنچه در این مقاله مورد تمرکز قرار خواهد بود، آینده جنگ و صلح افغانستان و تحولات مربوط به نقش و حضور کشورهای دخیل در روند صلح افغانستان و سیاست خارجی دولت جدید آمریکا در قبال این مسایل اند که در دوره زمانی آمریکای بدون ترامپ تحولات جهانی و منطقه‌ای چگونه مدیریت شده و  به کدام سو به پیش خواهد رفت؟
در حالی که جهان آبستن تحولات جدید اند، جهانیان حتی گروه طالبان که در زمان رقابت‌های انتخاباتی ایالات متحده برای پیروزی دونالد ترامپ سجاده‌ی نیایش پهن کردند و دست دعا به سوی آسمان بلند کردند، نیز منتظر رسیدن آقای بایدن به قصر سفید هستند. تعلل عمدی تیم مذاکره کننده‌ی گروه طالبان در قطر با گذشت بیش از ده روز از آغاز دور دوم گفتگوهای صلح، حاکیست که طالبان در مشورت نزدیک با پاکستانی‌ها مترصد اوضاع‌اند که بعد از برگزاری تحلیف جو بایدن چه چیزی جدیدی اتفاق می‌افتد؟ دولت افغانستان بیشتر از سایر کشورها از تیم کاری "جو بایدن" توقع تجدید نظر در سیاست خارجی‌اش در قبال کابل را دارند؛ زیرا دوره ترامپ رویکرد آمریکا نسبت به افغانستان به سمت نادرستی حرکت کرد. حتی کارشناسان آمریکایی نیز بدین باور اند که باید سیاست دولت جدید آمریکا در قبال افغانستان خصوصاً در مورد صلح با طالبان باید تغیر کند، زیرا طالبان نسبت به این قرارداد صادق نبوده‌اند. با آنکه دولت آمریکا تعداد نیروهایش در افغانستان را به  2500 نفر کاهش داده، دولت افغانستان نیز بیش از پنج هزار و هفت‌صد تن از زندانیان طالبان را از زندان‌های خویش رها کرده‌اندکه به صورت کلی 80 درصد تعهدات‌شان را عملی کرده، اما هنوز هم طالبان روابط‌ مستحکم با شبکه‌القاعده دارند، خشونت‌ها در افغانستان به شدت ادامه یافته، در گفتگوهای صلح دوحه نیز از سوی طالبان انعطافی دیده نشده و پیشرفتی حاصل نشده، لذا باید در این روند تجدید نظر شود.
چرا افغان‌ها از اداره ترامپ ناراضی هستند؟
رویکرد سیاسی اداره ترامپ در قبال طالبان باعث شد که افغان‌ها نسبت به آمریکا شدیداً ناراضی شوند، لذا آن‌ها برای پیروزی جو بایدن تمایل نشان دادند. افغان‌ها فکر می‌کنند که زلمی خلیل‌زاد فرستاده ویژه اداره ترامپ برای صلح افغانستان نسبت به این روند صادق نبوده و در تبانی با طالبان دارند برای برگشت به قدرت آن‌ها تلاش می‌کنند. 
به عقیده آن‌ها سیاست‌های اداره ترامپ در قبال افغانستان بر علاوه اینکه دست‌آوردهای بیست ساله‌ی مردم را نادیده گرفته و به خطر انداخته است؛ به شدت ناسنجیده، عجولانه، کوته‌بینانه و نا معقول بوده. اداره ترامپ از گروه تروریستی طالبان که به عنوان جانی‌ترین و خونخوارترین گروه در سطح منطقه و جهان دانسته می‌شد؛ قباحت‌زدایی کرده، آن‌ها را از انزوای دو دهه‌ای منطقه‌ای و جهانی بیرون کرده و تبدیل به یک گروه سیاسی دارای وجهه‌ی منطقه‌ای و جهانی کرده، بر خلاف عرف سیاسی معمول دولت مشروع افغانستان را به حاشیه رانده، اما در توافقات صلح‌شان با طالبان امور اجرایی را متوجه دولت افغانستان ساخته است که هیچ الزامیت حقوقی ندارد.
مثلاً آزادی زندانیان طالبان. افغان‌ها از اقتدار تضعیف شده دولت‌شان و قدرت‌نمایی طالبان ناراضی بودند/هستند و نگاه‌شان به روند صلح توام با نگرانی هستند.
نقض سیاست اداره ترامپ در افغانستان چه بود؟
آنچه‌ را که به عنوان نقض رابطه‌ی سیاست آمریکا به رهبری ترامپ در خصوص افغانستان دانسته می‌شود؛ جستجوی منافع سیاسی- امنیتی و عدم شمولیت منافع‌ واشنگتن در بعد اقتصادی است، این مسئله باعث شده کسی مثل ترامپ که منافع کشورش را از مجرای اعداد درآمد و مصرف دالر و از زاویه‌ی دید یک تاجر محاسبه می‌کرد، حضور نظامیانش در افغانستان را پرمصرف و زیان‌بار تلقی‌ کنند و با تعقیب اهداف صرف امنیتی که می‌خواهند تهدیدات تروریستی را در اینجا مدیریت کرده به دور  از خانه‌ی‌شان نگهدارند، باعث شد که این رویکرد مشکل‌آفرین و معیوب باشد، در صورتی که اگر جهان در تهدید تروریسم قرار گیرد، آمریکا باید هزینه‌ی بسی سنگین‌تری را پرداخت خواهد کرد؛ در حالی‌که چینی‌ها در محاسبات خویش روند صلح و تامین محیط امن منطقه‌ای را ولو پرهزینه هم باشد، برای خودشان سودآور و موثر به منافع اقتصادی‌شان محاسبه‌ می‌کنند.
بر همین اساس، اگر قضیه افغانستان مورد بازنگری تیم بایدن قرار نگیرد، باخت سنگینی در انتظار آمریکا به رقیب جهانی‌اش چین خواهد بود.
در سیاست خارجی تیم کاری "جو بایدن" بدون شک تغییرات اساسی رونما خواهد شد؛ که به باور آگاهان حداقل شش ماه تا یک سال را در بر خواهد گرفت؛  اما روند گفتگوهای صلح افغانستان ادامه خواهد یافت، آنچه که اولویت فوری دانسته می‌شود، تجدید نظر در سیاست این کشور در قبال افغانستان و اعتماد سازی جدید بین کابل- واشنگتن است که از روند صلح در گذشته‌ نارضایتی و ملاحظه جدی داشته است.
منافع متضاد متکثر کشورها و رویکرد منطقه‌ای جوانب دخیل در قضیه صلح افغانستان بخشی از پیچیده‌گی در کار مشترک کابل- واشنگتن و تنظیم روابط خارجی آمریکا با کشورهای منظقه‌ای درگیر در منازعه افغانستان اند که اهمیت ویژه‌ای دارد.
الف) روابط آمریکا- پاکستان- افغانستان:
در محاسبه منافع کشورها در افغانستان، پاکستان تحت فشارهای بین‌المللی ظاهراً وانمود می‌کند که حامی صلح در افغانستان‌اند، اما واقعیت امر این است که اسلام‌آباد همچنان از استراتژی جنگ و تاکتیک صلح استفاده کرده منافع سیاسی- امنیتی خویش را در ناامنی افغانستان از مجرای تقویت گروه‌های تروریستی جستجو می‌کنند. این رویکرد پاکستانی‌ها دقیقاً در نقطه مقابل خواست متحد آهنین‌اش چین قرار دارد که از رشد افراطیت گروه‌های تندرو و بنیادگرای اسلامی و پیوند این گروه‌ها با جنبش اسلامی ترکستان شرقی(اویغورهای جدایی‌طلب در ایالت غربی سین‌کیانگ) نگران است.  پاکستان در جایگاه متحد عمده چین با پکن صادق نبوده، هرچند تلاش‌های آمریکا برای مجاب کردن اسلام‌آباد به حمایت از روند صلح در افغانستان بدون نتیجه نبوده؛ اما ثمره‌ای هم نداشته و به این آسانی نمی‌توان روی آن‌ها حساب کرد. اما افغانستان نیز باید از چیزهای بگذرد تا شاهد پیشرفت در روند صلح باشد.
ب) چین- آمریکا- افغانستان:
چینی‌ها برای رسیدن به اهداف اقتصادی‌شان که اولویت درجه یک آن‌هاست، تا سال 2050 میلادی که قبلاً هدف تعین کرده بودند؛ یافته‌های جدید نشان می‌دهند که حالا تا سال 2030 میلادی پکن نیازمند محیط امن منطقه‌ای اند تا به اقتصاد اول جهان تبدیل شود، هر چند آن‌ها با پیروی از سیاست "حرکت با چراغ‌های خاموش" در صدد رشد اقتصادی و تطبیق پلان‌های انکشاف تجارت‌شان هستند؛ اما هراس از اویغورهای جدایی‌طلب که با تروریسم منطقه‌ای و جهانی پیوند مستحکم دارد، عامل عمده نگرانی‌ پکن بوده است. در با نظرداشت همه‌ی ملاحظات؛ چینی‌ها منافع در افغانستان را برخلاف آمریکایی‌ها سیاسی، امنیتی و اقتصادی تعریف می‌کنند، لذا روند صلح افغانستان برای آن‌ها خیلی مهم است. از همین رو روابط‌شان به کابل به شدت در حال گسترش بوده و اقداماتی نیز به بتکار خودشان انجام می‌دهند.
دست‌گیر شدن ۱۰ تن از جاسوسان چینی در کابل که از اعترافات و گفته‌های اولیه آن‌ها چنین بر می‌آمد که در تلاش به دام انداختن اویغورهای عضو شبکه‌ی حقانی و طالبان بوده، این حقیقت آشکار می‌شود که چینی‌ها هرچند در ظاهر امر متحد ریاکارش را همراهی کرده است، اما اعتمادشان نسبت به پاکستان ار بین رفته است.
ج) ایران- افغانستان- امریکا:
ایرانی‌ها در بحث صلح و جنگ افغانستان دست کمی از پاکستان ندارند، در سیاست‌های علامی‌شان از موقف دولت افغانستان و دست‌آوردهای سالیان اخیر اعلام حمایت کرده است.
اگر سیاست خارجی دولت جدید آمریکا روند برگشت واشنگتن به برجام را موفقیت‌آمیز انجام دهند، آمریکایی‌ها در هماهنگی با کابل می‌تواند شورای مشهد و طالبان  مناطق غربی نزدیک به ایران را  تا حدودی تحت قشار قرار دهند، از بعد ایدئولوژیک طالبان گروه هم‌صدا و طبق میل ایران نیست، اما صف‌بندی‌های که خلیل‌زاد در روند صلح افغانستان مدیریت کرد، پای ایران را به حمایت از طالبان کشانید. ایران طالبان را در کلیت به منافع خویش نمی‌دانند. اما همه‌اش این نیست و بحث مفصلی می‌طلبد.
د) هند- افغانستان – آمریکا:
هند در تحولات افغانستان دست‌باز و نفوذ فراوان دارد، با نزدیک شدن پاکستانی‌ها به اداره ترامپ و برجسته شدن نقش اسلام‌آباد در روند صلح طالبان - آمریکا، هندی‌ها مثلث کابل- دهلی- تهران را برجسته کرده و به خورد رسانه‌ها و تحلیل‌گران نزدیک به دهلی که گویا صف‌بندی‌های جدیدی در حال شکل‌گیری است. حتی مباحثی نیز مطرح شد که دهلی جدید به کابل چراغ سبز نشان داده که در صورت خالی شدن جای آمریکا آن‌ها به افغانستان حمایت‌های نظامی ارایه خواهد کرد. هندی‌ها معتقدند که پاکستانی‌ها در دو سالی که گفتگوهای صلح افغانستان به راه افتاد، در بازی ماهرانه از حماقت ترامپ و رفاقت چینی‌ها استفاده اعظمی کرده و مثلث چین- پاکستان- واشنگتن را شکل دادند تا طالبان را به میز مذاکره بکشانند؛ در حالی که منافع هند لحاظ نشده است.
کشورهای آسیای میانه و روسیه نیز از تهدید‌ تروریسم و خشونت‌های جاری در افغانستان نگران اند، زیرا این کشورها که منابع سرشار انرژی را در اختیار دارند، افغانستان را به عنوان معبری صادرات این منابع به بازارهای رو به گسترش جنوب آسیا محاسبه می‌کنند، اگر این معبر ناامن باشد، منافع اقتصادی‌شان صدمه می‌بیند.
در جمع‌بندی کلی؛ اگر تیم سیاست خارجی جو بایدن بتواند از پدیده تروریسم به عنوان عامل وحدت‌بخش با کشورهای دخیل در قضیه‌ی صلح افغانستان استفاده کرده، با رهبری دولت افغانستان از نزدیک کار کنند، ملاحظات هند را جداً لحاظ کرده، روابط خویش با پکن را بهبود بخشیده و در حاشیه‌های مذاکرات برگشت به برجام با ایرانی‌ها پیشرفتی داشته باشند، با انجام ‌جابجایی‌های در ترکیب تیم کاری‌شان در روند صلح افغانستان منجمله کنار گذاشتن زلمی خلیل‌زاد که رهبری دولت افغانستان از آن ناخوشنود‌ اند، می‌توانند در مذاکرات صلح شاهد پیشرفت‌های خوبی باشند، البته به شرط همکاری نزدیک با ناتو و قوای افغان جهت اعمال فشارها توام با اقدامات نظامی بر طالبان که خشونت‌ها را کاهش داده و به آتش‌بس تن دهند!

 

دیدگاه شما