صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۲۱ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

بایدن در سکان قدرت، حمایت از دموکراسی و بازنگری در توافق صلح

-

بایدن در سکان قدرت، حمایت از دموکراسی و بازنگری در توافق صلح

نگرش جهان‌شمولی دموکرات‌ها پیرامون نظام‌های سیاسی جهان مبنی بر گسترش دموکراسی و حمایت از ارزش‌های حقوق بشری است، اهمیت به گسترش نظام دموکراسی در سطح جهان، از دغدغه‌ی همیشگی روسای جمهور دموکرات بوده است، این حزب باورمند است که آمریکا در جایگاه قدرت برتر جهانی مکلف است تا حقوق بشری ملیت‌های تحت ستم در جغرافیای جهانی اعاده شود و دموکراسی به عنوان چتر همه شمول می‌تواند که ارزش‌های حقوق بشری کتله‌های مختلف جوامع را به آنان هدیه نماید، چنانچه جیمی کارتر و بیل کلینتون از روسای جمهور مطرح دموکرات‌ها عملا در مواضع اعلامی شان از گسترش چتر دموکراسی در جهان حمایت می‌نمودند و در نشست‌های رسمی کابینه و دید و بازدید با رهبران جهان، دموکراسی را یگانه عامل نجات بخش ملیت‌های محروم و تحت‌ستم عنوان می‌نمودند و در این راستا آمریکا را مکلف به دفاع از این ارزش‌ها می‌پنداشتند، با این حال جمهوری‌خواهان نیز در مواضع شان پیراموان حاکمیت نظم دموکراسی در سطح جهان چندان دیدگاه متضاد نداشتند، آنان حفظ اقتدار جهانی آمریکا را ابتدا بر رونق اقتصادی، اتحاد و بسیج نیروهای داخلی می‌دانستند، در طول آن، نیم نگاهی به اشاعه دموکراسی در سطح جهان داشتند؛ اما شیوه‌های هرکدام در جهت تحقق چنین ایده‌ها متفاوت بود؛ چنانچه در طول دوران حاکمیت ترامپ روش‌های وی را پیرامون اتخاذ موضع در قبال افغانستان و خاورمیانه شاهد بودیم نوعی سیاست تنجیزی و یکجانبه‌گرایی بود که تعامل با دولت‌های همسو با آمریکا را در حاشیه قرار داده بود، در واقع آنچه آمریکا در چهار سال گذشته در افغانستان انجام داده است بیشتر از آن که نتیجه سیاست خارجی دولت امریکا به شمار رود، نتیجه دیدگاه‌های سرگیجه‌آور ترامپ دانسته می‌شد؛ لذا بسیاری و از جمله سیاستمداران مطرح افغانستان.
از ماه‌ها پیش منتظر تحولات امریکا بودند؛ این که آیا ترامپ دوباره پیروز انتخابات خواهد شد یا فردی دموکرات سکان قدرت را در این کشور به دست خواهد گرفت.
علی‌رغم نزدیکی سیاست‌های ترامپ و بایدن در رابطه به افغانستان، به‌خصوص تعهد برای خارج کردن تمامی نیروهای آمریکایی از افغانستان، عموم شهروندان کشور دوست داشتند تا جو بایدن پیروز انتخابات باشد و جمهوری‌خواهان از عرصه قدرت دور شوند؛ حتی با این که دیدگاه‌های بایدن را در مورد افغانستان می‌دانستند زیرا سیاست‌های ترامپ در قبال افغانستان مشخص بود:
تشدید خشونت‌ها، مجبور شدن دولت افغانستان به آزاد کردن پنج هزار زندانی طالب که تمامی آن‌ها بازهم به سنگرهای جنگ برگشتند، دادن امتیازهای بزرگ به طالبان که گفته می‌شود در توافقات غیر اعلامی و پشت پرده، در صدد بودند که سهم حداکثری در حکومت پسا صلح نیز به طالبان واگزار ‌گردد و ترغیب دولت افغانستان برای انعطاف بیشتر در مقابل طالبان، به این دلیل افغان‌ها دوست داشتند تا یک دموکرات در امریکا به قدرت برسد. شاید هوای تازه‌تری در جان سیاست افغانستان دمیده شود، حکومت ترامپ در محاسبات اش دچار نوعی دگم اندیشی و تقابل با دولت افغانستان قرار گرفته بود، مرور دوساله پیراموان مذاکرات صلح افغانستان این نکته را در اذهان عموم برجسته می‌ساخت که دستگاه حاکمیت ترامپ در فقدان پلان‌های استراتژیک پیرامون تعامل با افغانستان، نگرش و عملکردهای خلیلزاد را در قبال افغانستان مبنی قرار داده بود، به همین جهت خلیلزاد تنها تصمیم گیرنده‌ی بلامانع در قبال سرنوشت افغانستان و صلح آمریکا – طالبان بود که هرگونه عملکرد سلیقوی را که از منظر وی حساب شده ایجاب می‌گردید به مسیر از پیش تعیین شده که خودش آن را ترسیم نموده و حامیانی از رئوس تصمیم گیری دولت ترامپ را نیز با خود همسو نموده بود و این جاده‌ی یکطرفه را چنان به سرعت می‌پیمود که به پندار وی تا زمان روی کار آمدن دولت جدید، کار را یکسره نموده و یا دست‌کم چارچوبه اصول حقوقی با طالبان را به منتهی انجام رسانیده باشد، تنها نگرانی که در آن زمان از جانب آمریکایی‌ها احساس می‌گردید از سوی مجلس سنای این کشور بود که وی را در برابر چنین یکه‌تازی ها به مجلس احضار نمود و خواستار وضاحت پیرموان جنگ و صلح افغانستان گردید.
با تمام فراز و نشیب‌های اخیر، دولت ترامپ رخت بربست و جو بایدن سکان قدرت را در اختیار گرفت، سخنرانی بایدن در مراسم تحلیف ریاست‌جمهوری پیش‌فرض‌هایی در ذهن افغان‌ها ایجاد کرده که تا حدی خوش‌بینانه است. اگرچه جو بایدن در سخنرانی‌اش هیچ اشاره‌ای به راهبرد این کشور در قبال افغانستان نداشت اما محتوای صحبت‌هایش برای جهان پیام مهمی به همراه داشت؛ این که امریکا دوباره به ماموریت اصلی‌اش که در دوره ترامپ کنار گذاشته شده بود، بازمی‌گردد: رهبری جهان؛ اما شعار دونالد ترامپ این بود: «اول امریکا».
این دیدگاه ترامپ باعث شد تا وی از حضور فعال در ژئوپلیتیک جهانی عقب‌نشینی کند و بیشتر توجه خود را به مسائل داخلی متمرکز کند. حالا دولت بایدن می‌خواهد بار دیگر امریکا را به جایگاه ابرقدرتی جهان بازگرداند و به عمق تنش‌های سیاسی– منطقه‌ای جهان وارد شود، دولت ترامپ با اینکه عقب نشینی را راهبرد مفید به آمریکا می‌دانست؛ اما عملا نمی‌توانست از این گیر و دار پا پس بکشد، در چنین رویکردهای متزلزل بود که آمریکا را در تقابل بی پیشینه با هم‌پیمانان نزدیک اش از جمله افغانستان قرار داده بود.

آقای بایدن در سخنرانی‌ خود، بر «بازگشت دموکراسی به امریکا» تاکید داشت.
البته در میانه صحبت‌هایش دموکراسی‌خواهی را به سراسر جهان هم تعمیم داد. این بخش از پیام بایدن برای افغانستان خوشایند است زیرا باور عموم بر این بود که ترامپ، دموکراسی، جمهوریت و خیلی از ارزش‌های به دست آمده در ۲۰ ساله گذشته افعانستان را قربانی تعامل با طالبان خواهد کرد، حضور نخستین زن در مقام معاون رئیس‌جمهور، آن‌هم زنی که آسیایی‌تبار است، این خوش‌بینی‌ را در زنان افغانستان هم ایجاد کرده است که او اجازه نخواهد داد تا در روند صلح افغانستان، حقوق زنان که طالبان هیچ ارزشی برای آن قائل نیستند، پایمال شود، از سوی دیگر حتی پیش از آغاز رسمی دوره کاری بایدن، چراغ سبزهایی درباره دغدغه امریکا در قبال توافق صلح این کشور با طالبان نشان داده شده است.
نامزد وزارت خارجه امریکا در مجلس سنا گفته است که دولت بایدن توافق صلح را ارزیابی می‌کند، هرچند بیشتر تمرکز بایدن در سخنرانی مراسم تحلیف، بر ترمیم وضعیت به هم ریخته‌ی داخل آمریکا بود؛ اما مسائلی همچون بازگشت دموکراسی، و دیدگاه وزیر خارجه بایدن پیرامون بازنگری توافق صلح، خطوط سیاست خارجی این کشور را در قبال جهان به خصوص افغانستان نیز روشن ساخت، آمریکا در جایگاه رهبری جهان، خارج از حیطه‌ی حمایت از دموکراسی نمی‌تواند موفقیت‌های قابل ملاحظه در این زمینه داشته باشد، از سویی هم آرامش خاطر مردم آمریکا در تضعیف تروریزم و رشد دموکراسی پیوند دارد، دولت بایدن طبعا این دو مقوله را در محور توجه سیاست خارجی اش قرار خواهد داد.
در این بحبوحه، مطمئنا دوره کاری زلمی خلیل زاد جمهوری‌خواه، که با شدت بیش‌ازحد در پی ایجاد یک حکومت موقت در افغانستان بود، خاتمه پیدا می‌کند و احتمالا یک دموکرات، نماینده ویژه دولت امریکا در روند صلح افغانستان خواهد شد.
این تغییر نیز به‌خودی‌خود می‌تواند روزنه امیدی باشد که روند صلح با این همه امتیازدهی به طالبان به پیش نرود، به نظر می‌رسد دولت افغانستان هم ارزیابی‌های خود را در قبال تغییر دولت در امریکا داشته است.
اظهارات مقام‌های افغان در مورد آزادنکردن دیگر زندانی‌های طالبان، که آقای خلیل زاد بر آن تاکید داشت، نشانی از این بازنگری است؛ هرچند هنوز هیچ نشانه‌ روشنی از سیاست امریکا در مورد افغانستان آشکار نشده است اما به نظر می‌رسد که دست‌ودل‌بازی‌های دولت ترامپ در قبال طالبان، در حکومت بایدن تکرار نشود. همین موضوع خود روزنه‌ امیدی برای نجات جمهوریت، دموکراسی و آزادی‌های انسانی است که در ۲۰ سال گذشته در کشور وجود داشته است، آقای بایدن در کوتاه مدت تصامیم خویش پیرامون مسایل افغانستان را عملا روشن خواهد ساخت، از آنجاییکه طالبان از آوان برگزاری ریاست جمهوری آمریکا تا پیروزی بایدن، همواره در این قبال نگرانی داشت، به احتمال قریب به یقین می‌توان گفت که حد اقل تأثیرات ریاست جمهوری بایدن بر این گروه، محور نبودن آنان در میز مذاکره و سرنوشت سیاسی آینده افغانستان خواهد بود که چنین رویکرد به مردم افغانستان حایز اهمیت است.

دیدگاه شما