صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۱۸ حوت ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

رویکرد صادقانه و ملی به صلح، ضمانت پایداری کشوراست-بخش دوم

-

رویکرد صادقانه و ملی به صلح، ضمانت پایداری کشوراست-بخش دوم

محور نخست این نوشته (افغانستان در مرحله حساس تاریخ سیاسی)، را به کنکاش گرفته بود. بحث تجربه مردم از رژیمهای مختلف سیاسی در بخش اول مطرح گردید که در شماره 4138 روزنامه افغانستان¬ما چاپ گردیده است. در این قسمت تشنج اوضاع در منطقه¬ی که افغانستان در آن وجود دارد، همراه با پارامترهای چند وجهی در سیاست و تعاملات سیاسی و تجاری افغانستان با کشورهای منطقه به بحث گرفته می‌‌شود؛ تا با تحلیل همه جانبه، میان موضوع صلح و ضمانتِ پایداری کشور سنخیت تعریف شود و بتوانیم در روشنی آن رویکرد صادقانه و ملی را نسبت به صلح افغانستان در پیش گیریم.
افغانستان در منطقه واقع است که از قبل مورد توجه جهانگیران و استعمار گران تاریخ قرار داشته است. در جریان قرن نُزدهم میلادی این سرزمین که بعدا افغانستان نامیده شد، از سوی جهانگشایان و امپراتوران پُرطمع به عنوان دروازه هند یا راه ورود به شبه قاره هند یاد می‌‌شد. پلانهای بزرگ و استراتژیک روسیه تزاری زیر نام رسیدن به آبهای گرم از جغرافیای افغانستان عبور می‌‌نمود. بلند پروازیهای ناپلیون بناپارت و رسیدن به شبه قاره هند از مسیر افغانستان دنبال می‌‌گردید. برتانیای کبیر برای تعقیم پلانهای پیش روانه¬ی رقیبش روسیه تزاری، افغانستان را به عنوان سپر دفاعی مطمح نظر داشت. محاط شدن به خشکه معضل دیگری است که همواره افغانستان را رنج داده است. شرایط جدید به خصوص در این نیم قرن اخیر و خاص تر بعد از بلوک بندیهای شرق و غرب با پارادایمهای بزرگی سیاسی – فلسفی و جبهه گیریهای جنگ سرد، افغانستان را در سه کنجیهای خطیر مواجه ساخته است. تهاجم شوروی به افغانستان و تلاش برای ترویج دیدگاه و نظام سیاسی مبتنی بر اندیشه سوسیالیسم، این زمینه را مساعد¬تر از قبل نمود که افغانستان در گیردآب تشنجات منطقه¬یی رو برو شود. دخیل شدن کشورهای اسلامی‌‌و بویژه کشورهای همسایه افغانستان در معضلات جاری این خاک پیچیدگی و دشواری قضیه را افزون ساخت. پالیسی مرگ با وارد کردن هزار زخم، و دخالت فعال شبکههای معتبر امنیتی- اطلاعاتی کشورهای منطقه و همسایه در میدان افغانستان سرسام آور وجود داشت و از این سکوی توانستند، رقیب شان را در تلک قرار دهند. امریکاییها هم تعهد نموده بودند که افغانستان برای شورویها باید ویتنام دوم ساخته شود و به این تعهد خود وفا کرد و به آرمانش رسید.
سرانجام حکومتهای سخت شکننده و پاره پاره از میان دود و خاکستر جنگ شوروی در شهر و دیار افغانستان شکل گرفت و همچنان حضور امنیتی شبکههای مقتدر کشورهای منطقه در افغانستان به وضوح دیده می‌‌شد. در این نابسامانیهای سیاسی نطفههای طالبان در پاکستان زنده شدند و در مدت کم تبدیل به گروهی دارای خواستهای سیاسی بزرگ شدند که از قندهار آغاز نمودند و در ظرف تقریبا پنج سال توانستند اکثر مناطق افغانستان را تحت سیطره¬ی قرار دادند. در همکاریهای تروریستی با القاعده فعالانه شرکت داشت و به عنوان امارت اسلامی‌‌افغانستان مسلط بر این خاک بود. در واقع افغانستان مبدل به میدان شده بود که رقیبان زیادی به سهولت می‌‌توانستند در حیطه¬ی افغانستان تصرف نمایند و از آنجا دشمنیهای شان را اعمال کنند. در آغاز قرن بیست و یکم میلادی فضا تعییر کرد و طالبان و امارت شان مورد غضب کاخ سفید و پنتاگون قرار گرفت. طالبان و حاکمیت آنان نابود شدند و جامعه¬ی جهانی به رهبری ایالات متحده امریکا به صورت مستقیم وارد قضایای سیاسی در افغانستان گردید. افق تازه به زندگی مردم افغانستان باز شد و به امید آینده با ثبات، صدها هزار افغانستانی از کشورهای همسایه به افغانستان عودت نمودند. حکومت بر بنیاد توافق بُن شکل پیدا کرد و قانون اساسی جدید برای افغانستان تدوین و تصویب گردید. افغانستان در محراق گفتمانهای بین المللی قرار گرفت و بیش از صد ملیارد دالر به افغانستان مساعدت شد. اینها شرایط بود که افغانستان در آن سیر کرده است. اکنون این مُلک در همین منطقه بسر می‌‌برد و اوضاع منطقه از لحاظ سیاسی و فعالیتهای رقیبانه به شدت متشنج و تهیج آور است. آیا افغانستان در این فصل نوین توان این را دارد که توازن منطقه¬یی را شکل دهد و از شرایط موجود به نفع کشور سود ببرد؟ برای نمونه از چند کشور منطقه که منافع شان و رقابتهای شان به نحوی در افغانستان گره می‌‌خورد نام برده و اندک بررسی می‌‌شود.
هندوستان و پاکستان؛ کشور دوست هندوستان در این چند سال اخیر در پروژههای بزرگ و کوچک افغانستان را یاری رسانده است. همکاریهای هندوستان در عرصه اعطای چندین هزار بورس تحصیلی برای دانشجویان کشور قابل تقدیر است. هندوستان در قضایای بزرگ سیاسی در کنار دولت افغانستان قرار داشته و از نظام و پایداری سیستم مردم سالار در کشور حمایت نموده است. روابط سیاسی مبتنی بر منافع ملی دو طرف با میکانیزم عدم مداخله در امور همدیگر از پالیسیهای کشور هندوستان در قبال افغانستان بوده است. همچنان روابط تجارتی میان افغانستان و هندوستان از طرق مختلف وجود داشته/ دارد. سوء ظنهای سیاسی میان دو کشور کمتر سایه بر روابط نیک و دوستانه شان انداخته و در یک تعامل شفاف با هم همکاریهای داشته اند. پاکستان کشور اسلامی‌‌و همسایه شرقی و جنوبی افغانستان که طولانی ترین مرض خشکه را با افغانستان دارد، بدبختانه روابط شان به پیمانه¬ی هندوستان در قبال افغانستان از تعریف نیک برخوردار نبوده است. گرچه این مسایل عاملهای دارد و عمده ترین فکتور که در آن نقش دارد خط مرزی دیورند است. مجالی نیست تا در این موارد پرداخته شود. افغانستان در این بیست سال اخیر، روابط شان با پاکستان تحت تأثیر عوامل مانند خط دیورند و مسایلهای دیگر از اُفت و خیزهای بی شماری برخوردار بوده است. گروههای تروریستی طالبان و شبکههای دیگر مانند حقانی پناه گاه اصلی شان مناطق قبایل نشین در پاکستان می‌‌باشد. حملات تروریستی در افغانستان بیشتر از این مناطق و بوسیله¬ی طالبان و گروه حقانی در داخل افغانستان سازماندهی شده است. حساسیت پاکستان از نزدیکی افغانستان با هندوستان همواره بر روابط سیاسی و تجارتی میان افغانستان و پاکستان تأثیر گذاشته است و سبب تیرگی روابط گردیده است. بنابراین بخاطر کاهش ضرر افغانستان از این ناحیه، توازن در معادلات منطقه¬یی و تعریف واضح از اولویتهای منافع ملی کشور نیاز اساسی است. ما با پاکستان همسایه هستیم و این همسایگی ملتزم بر رعایتهای اصل همسایه داری باید باشد. مسایل و موضوعات که در طول تاریخ میان دو کشور اسلامی‌‌و همسایه مطرح بوده است، این جسارت را می‌‌طلبد که به صورت واضح و در یک گفتمان بین المللی طرح و راه حل برای آن جستجو شود.
حوزه آسیایی مرکزی و نیازهای بنیادین این خیطه در راستای ارتباط با حوزه جنوب شرق آسیا از مسیر افغانستان بحث استراتژیک دیگریست که برای کشور از اهمیت حیاتی برخوردار می‌‌باشد. تعادل در روابط دیپلماتیک بر بنیاد اصل منافع ملی افغانستان این زمینه را مساعد خواهد کرد. آفت بزرگ دنیای اسلام ترویج و گسترش افراطیت است، این غُده¬ی سرطانی پیکر امت اسلامی‌‌را  به صورت عام و بخصوص کشور به بحران کشیده شده¬ی افغانستان را شدیدا به دشواریهای تباه کننده مواجه ساخته است. کشورهای اسلامی‌‌در منطقه در یک همکاری همه جانبه و با دکتورینهای خرد گرا می‌‌توانند به این پلشتی تاریخی پایان بخشیده و عزت انسانی و اسلامی‌‌را باز سازی نماید. دولت جمهوری اسلامی‌‌افغانستان و مردم به گروگان گرفته شده¬ی این مملکت باید بیدار شود و در جهت نابودی این لکه¬ی ننگ، قیام منسجم و رهایی بخش نماید. با این وصف، افغانستان در منطقه¬ی قرار گرفته است که در آن تشنج اوضاع و دشواری سیاستهای چند پهلو و چندین لایه بر زندگی مردم و دولتهای این حوزه چنبره انداخته است. دولت جمهوری اسلامی‌‌افغانستان در مقطع از تاریخ سیاسی خویش به جایگاهی قدم گذاشته است که از حساسیت بالای برخوردار می‌‌باشد. در این وضع سیاسی تعادل و توازن سیاست، برای افغانستان امر حیاتی و پایداری کشور را تضمین خواهد کرد...   ادامه دارد. 

دیدگاه شما