صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۲۱ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

کمین‌گاه جمهوریت از پشت جعبه سیاه امارت

-

کمین‌گاه جمهوریت از پشت جعبه سیاه امارت

در نظام‌های دموکراتیک که از مجرای انتخابات و مراجعه به آراء عمومی، زعیم ملی تعیین می‌گردد، مطابق به قوانین نافذه کشور، رئیس جمهور و معاونین اش تا میعاد ختم قانونی دوره کاری، مستحق خدمت گزاری به مردم می‌باشد، نظام‌های شاهی و استبدادی غیر دموکراتیک که بر اساس خواسته‌ها و سلایق حکام شکل می‌گیرد در فقدان اراده جمعی هرگونه تغییر و تبدیل از مجرای زور و کودتا را بر می‌تابد؛ زیرا در چنین نظام‌ها بستر و زمینه‌های مردم محوری فراهم نیست، جمهوریت و دموکراسی که با ماهیت و جوهره تکثرگرایی در کشورهای مختلف وارد صحنه شده است، بجز انتخاب زعیم ملی از مجرای اراده عموم و عزل آن بر بنیاد قوانین نافذه راه دیگری را پیش‌بینی نکرده است، با این حال اظهارات عجیبی از سوی نماینده طالبان مبنی بر کناره‌گیری رئیس جمهور غنی و تحقق صلح در کشور بیان گردیده است، از دل چنین اظهارات بوی خودکامگی و خفقان دهه نود به مشام می‌رسد، طالبان به این گمان که هیچ اراده‌ی فراتر از خواسته‌های آنان در افغانستان نقش ندارد چنین اظهارات را به خورد فضای جمعی می‌دهند، این گروه با تمام ساز و کار و مولفه‌های اراده جمعی در تضاد اند، چوب و چماق استبدادی شیرازه‌های تطبیق حاکمیت آنان را آبیاری می‌کند، افغانستان در بستر تاریخی از حاکمیت‌های مستبد و غیر مردمی آسیب‌های فراوان متحمل گردیده است، حکومت‌های موقت و انتقالی نوستالژی تاریخ سیاه کشور را یاد آور است، با وجود روند رو به سرعت انکشاف و توسعه، افغانستان مسیر بیست ساله را با هزینه‌ی خون پیموده است، تجربه‌ی خلأ قدرت و کناره‌گیری رؤسای جمهور در تاریخ کشور درج است، نخستین بار گروه‌های مجاهدین با اصرار بر کناره‌گیری دکتر نجیب‌الله در سال ۱۹۹۲ میلادی، خلأ قدرت به‌وجود آوردند و با تصاحب کابل، در شدیدترین جنگ داخلی درگیر شدند که پیامد آن ظهور طالبان بود. این بار اما طالبان با پیروی از همان فرمول گذشته، خواستار کناره‌گیری اشرف غنی، رئیس‌جمهور کشور است و می‌گوید حاضر است پس از استعفای آقای غنی، با دولت جدید کار کند؛ اما نگرانی که از این گفته‌ها برجسته است، میزان مقبولیت و پذیرش اجتماعی طالبان در میان مردم افغانستان است، آیا این گروه با ساز و کار حمایت مردمی نسخه‌ی حکومت موقت و کناره‌گیری رئیس جمهور را دوای درد افغانستان پنداشته است یا با دیکته استخبارات منطقه و کشورهای دخیل در مسایل سیاسی افغانستان، خواب‌های آشفته می‌بینند؟
بررسی سابقه طالبان از زمان ظهور این گروه در سال ۱۹۹۵ نشان می‌دهد که شورشیان اسلام‌گرا در طول عمر خود، ابتدا کوشیده‌اند هیچ پیمانی با گروه‌های مخالف نبندند و حتی اگر توافقی کرده‌اند، به آن پشت پا زده‌اند. توافق طالبان با گروه‌های اسلام‌گرای افغان در جنوب و شرق کشور و حزب جنبش ملی اسلامی جنرال ملک در شمال و بعضی از گروههای دیگر، نمونه‌هایی از نقض تعهدی هستند که طالبان انجام داده‌اند، از این رو، بازی طالبان برای ایجاد خلأ قدرت در افغانستان، آن‌هم در نبود یک نیروی توانمند بازدارنده منسجم که بتواند مردم کشور را در مقابل طالبان بسیج و متحد نگه دارد، روشن است و اصرار آنان بر کناره‌گیری اشرف غنی از ریاست‌جمهوری کشور چنان خطرناک به نظر می‌رسد که می‌تواند تاریخ را به‌طرز دردناکی دوباره تکرار کند، آخر بازی جنگ ۲۰ ساله آمریکا و متحدان بین‌المللی و افغان اش علیه طالبان و متحدان آنان، پیچیده به نظر می‌رسد. در دو طرف اصلی مسئله، دو نگرش متفاوت برای آینده سیاسی کشور وجود دارد. هرچند طالبان و دولت افغانستان هم‌اکنون در دوحه سرگرم مذاکره برای نزدیک‌کردن دیدگاه‌ها و رسیدن به نقشه‌راه سیاسی آینده برای کشور هستند، اما این گفت‌وگوها که از ماه سپتامبر سال گذشته شروع شده و اکنون به مرحله دوم رسیده، پیشرفت امیدوارکننده‌ای نداشته است. گرچه شاید صحبت درباره سرانجام مذاکرات، خیلی زود است  اما هر نوع شکست گفت‌‌وگوهای صلح با طالبان هم نباید کسی را شگفت‌زده کند.
نگرش طالبان، که پاکستان به‌شدت از آن حمایت می‌کند، روشن است. آن‌ها طرفدار نظام اسلامی سلفی در افغانستان هستند و معتقدند که آمریکا حکومت آن‌ها را در سال ۲۰۰۱ سرنگون کرده و اکنون زمان آن فرا رسیده تا قدرتی که از آن‌ها گرفته شد، دوباره به ایشان بازگردانده شود. در این چارچوب حقی هم برای تکنوکرات‌ها مانند اشرف غنی قائل نیستند و چند انتخابات‌ گذشته کشور را که دولت در نتیجه‌ آن تشکیل شده است، به رسمیت نمی‌شناسند. سایر اقوام هم به‌عنوان شهروندان درجه دوم در نظام مورد نظر طالبان جا خواهند داشت اما این جایگاه را نیز طالبان تعریف خواهند کرد و این گروه‌های قومی نیز در بهترین وجه، تنها از قوم خود نمایندگی کنند نه بیشتر از آن. نمایندگی از نظام دموکراتیک، جامعه مدنی، حقوق بشر و آزادی‌های مطبوعاتی تاکنون برای طالبان قابل‌قبول نبوده است، این هم حقیقت آشکار دیگری است که نمایندگان طالبان بارها به مذاکره‌کنندگان دولت گفته‌اند که آن‌ها را به‌عنوان نماینده اقوام خود می‌پذیرند نه بیشتر از آن؛ بنابراین، این شک و تردیدی که در میان مذاکره‌کنندگان دولت نسبت به سوءنیت طالبان در قبال صلح مطرح می‌شود، بی‌پایه نیست. در حالی که مذاکره‌کنندگان دولت بیش از ۱۰ روز است که در دوحه قطر در انتظار طالبان‌ هستند تا گفت‌وگوها را آغاز کنند، مذاکره‌کنندگان طالبان به تهران و مسکو می‌روند و برای برپا داشتن امارت اسلامی خود لابی‌گری می‌کنند.
نظریه‌پردازان زیادی بر این موضوع اتفاق‌نظر دارند که میز مذاکره، امکانی مناسب برای رسیدن به اهدافی است که از راه جنگ حاصل نمی‌شود و شاید طالبان موردحمایت پاکستان نیز با پیروی از این ایده، به دنبال رسیدن به قدرت از پشت میز مذاکره باشند چراکه آن‌ها هرچند به حملات مرگبار خود در شهرهای مختلف افغانستان ادامه داده‌اند، اما توانایی تصرف و بعد حفظ  و کنترل هیچ شهر یا مرکز ولایات را ندارند، روشن است که درخواست کناره‌گیری آقای غنی می‌تواند به معنای فروپاشی نظامی باشد که در نبود مرکز فرماندهی واحد و بدون ضمانت‌های لازم ملی و بین‌المللی، قدرت را یکسره در مسیر افتادن به دست طالبان قرار دهد. پاسخ آقای غنی هم به این خواسته طالبان روشن بوده است. او خود بارها گفته است که مردم افغانستان فیلمی را که یک بار دیده‌اند، دوباره به تکرار نمی‌بینند. با این حال دواخان مینه‌پال، معاون سخنگوی ریاست جمهوری گفت که دوره کاری ریاست‌جمهوری را قانون‌اساسی تعیین کرده و آقای غنی بعد از پایان دوره خود در سال ۲۰۲۴ قدرت را به فردی واگذار می‌کند که بر اساس آرای مردم انتخاب شده ‌باشد، پیروزی جو بایدن در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا هم به دیدگاه آقای غنی، وزن داده است. دولت جدید آمریکا برخلاف دونالد ترامپ از در مشورت و رایزنی با دولت افغانستان وارد شده و در مورد صلح افغانستان، نظر ریاست‌جمهوری را مهم دانسته است، هرچند آنتونی بلینکن، وزیر خارجه جدید آمریکا در تماس تلفنی خود با رئیس جمهور غنی، بر تلاش برای از دست ندادن بزرگترین فرصت صلح تاکید کرده، اما خاطرنشان ساخته است که دستاوردهای ۲۰ سال گذشته نباید به هدر برود.
با این حال به نظر می‌رسد که جعبه سیاه امارت همچنان زیر سر طالبان باقی خواهد ماند، نظام‌های در کشورهای مختلف با ضریب حمایت مردمی در عرصه سیاسی ظاهر می‌شوند، امارتی که طالبان آن را در قرن 21 پیشکش می‌نمایند، همانند دهه نود هیچ تعریف واضح و مشخصی ندارد، نظامی است در دل انجماد و تاریکی‌های ذهنی که روشنی از افق آن در جامعه متبلور نیست، کمین‌گاه جمهوریت از پشت نظام غیر قابل تعریف امارت توسط مردم شکسته خواهد شد، این کمین‌گاه که مقر اصلی آن در قطر و پاکستان است به این زودی‌ها در تار و پود جمهوریت که اطراف آن را توده‌ها و نخبگان سیاسی احاطه کرده است اثر نخواهد کرد، بهتر است خوابی را که طالبان دیده اند تعبیرش را به مردم افغانستان بسپارند نه آنکه هر آنچه که مطمح نظرشان است در جهت منافع خود از آن تعبیر نمایند، افغانستان امروزی محور خرد و دانایی است نه اینکه همانند قرون قبلی هرگونه حاکم و حاکمیت را به مثابه « ظل الله » بپندارند، آنچه که امروزه برای مردم افغانستان حایز اهمیت است، قرار گرفتن حاکمان تحت اراده ملت از مجرای انتخابات و دموکراسی است، نه اینکه هر گروه و جریانی که بعد از خلق جنایات و فجایع مختلف در کشور عرض اندام نمود، بدون عبور از فیلتر افکار عامه، زعیم و پیشوای مردم قرار گیرند.

دیدگاه شما