صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۲۱ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

ضرورت اجماع نیروهای داخلی؛ در دفاع از نظام سیاسی

-

  ضرورت اجماع نیروهای داخلی؛ در دفاع از نظام سیاسی

قبل از پیروزی آقای بایدن در انتخابات آمریکا، گمانه‌زنی ها مبنی بر مخالفت وی با خروج غیر مسئولانه و ضرب الاجل نیروها از افغانستان مطرح بود، وی با محاسباتی که از تعهد شکنی طالبان داشت، میزان خطا و ارتباط آنان با گروههای تروریستی را به طور واقع‌بینانه مورد بررسی قرار داد، همین نگرش‌های واقع‌بینانه آقای بایدن بود که در جریان کارزار رقابت‌های انتخاباتی، زنگ خطری متوجه طالبان گردید، طالبان در همان زمان نگاه بدبینانه در چهت پیروزی بایدن داشت، وقتیکه وی عملا در سکان قدرت تکیه زد، صدای آزار دهنده آژیر خطر، آهنگ سقوط از رؤیای روی کار آمدن امارت را در گوش‌های شان نواخت، این گروه بدون اطلاع رسمی ایالات متحده از تأخیر در خروج سربازان آمریکایی، میز مذاکره را ترک نموده و مسیر تهران و مسکو را در پیش گرفت؛ اما چنانچه از وضعیت به هم ریخته‌ی رهبران طالبان پیدا است، مقامات ایرانی و روسی نیز در تشکیل امارت طالبان روی خوش نشان نداده اند، با آن هم این گروه تا ثانیه‌های آخر نیز به لابی‌گری شان در سطح جهان و منطقه ادامه خواهد داد، ابزارهایی که ساخته و پرداخته انتزاعی است و صرفا در حد شعار، رؤیاهای آنان را چرب و نرم می‌کند از هدایایی است که با استفاده از آن در صدد جذب حمایت کشورها بر می‌آید، این ابزارها از ادعای کنترل ارضی و جغرافیا گرفته تا در اختیار داشتن منابع طبیعی و اعلان همسویی سیاسی با کشورهای مورد نظر هدایای تطمیع آنان در جلب حمایت برشمرده می‌شود.
هم اکنون طالبان در پائین‌ترین طاقچه‌های اولویت بندی سیاسی کشورها در قبال افغانستان قرار دارد، به همین اساس، آنان در تلاش اند تا جایگاه بهتری را در مناسبات بین المللی کسب نمایند، نقش پاکستان و خلیلزاد که تسهیل کننده روابط بین المللی طالبان به حساب می‌آیند را نیز نمی‌توان نا دیده گرفت، آنان با درنظرداشت موازنه‌ی بازی، از هرگونه کمک به این گروه دریغ نخواهد کرد، به خصوص پاکستان که حضور فعال شان در افغانستان را در آئینه طالبان می‌بینند، در بسا موارد خارج از عرف دیپلماتیک به طور صریح و عریان از نقش حداکثری طالبان و خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان حمایت می‌نمایند.
به همین اساس، می طلبد که سیاسیون حوزه جمهوریت نیز از لاک منفعل و منزوی بیرون آمده و در این مقطع حساس، دیلپماسی فعال را از دو عرصه روی دست گیرند، 1- ایجاد همسویی و اجماع نیروهای داخلی. 2- لابی‌گری منطقوی و اجماع نظر پیرامون حمایت از جمهوریت.
به نظر می‌رسد که در جهت تحقق مورد اول، تا حدودی گام‌های ابتدایی برداشته شده است، در چند هفته‌ی اخیر که بحث ایجاد حکومت موقت جدی شده است رئیس جمهور غنی برجسته ترین چهره‌های سیاسی را در جلسه‌ی به هدف حمایت از نظام فرا خواند، این اقدام زمانی صورت می‌گیرد که طالبان سفرهای منطقوی شان را آغاز نموده و بایدن از عدم خروج سربازان آمریکا در ماه می سال جاری خبرداد، در همین پیوند رئیس‌جمهور غنی در روزهای گذشته دیدارهای متعددی با سیاست‌مداران منتقد حکومت داشته است. در این دیدارها بیشتر روی اثرات سوء ایجاد حکومت موقت و احتمال از بین رفتن نظام و دستاوردهای فعلی نظام صحبت شده است، رسانه‌ها نوشته‌اند که تعدادی از سیاست‌مداران منتقد رئیس‌جمهور غنی دوباره به وی نزدیک شده و عده‌ای نیز در حال اتحاد با رئیس‌جمهوری‌اند.
با این حال به نظر می‌رسد که رهبران طالبان به این باور رسیده اند که حصار نظام کنونی به ضخامت قوطی پیپسی نیست که با اندک فشار داخلی و بیرونی شکل و ماهیت واقعی آن از حالت اصلی خارج گردیده و با وزیدن بادهایی از نیم‌کره شرقی به این سو و آن‌سو غلتان گردد، بلکه محاط شده با دو نسل متفاوت است که هر کدام به نوبه‌ی خود نظام موجود را خط سرخ آرمان‌های شان می‌پندارند، با این حال، طالبان همزمان از دو مجرای دیپلماسی و تشدید حملات مسلحانه حضور فعال خود در صحنه سیاسی را برجسته نموده اند که رویکرد دولت در این زمینه تا کنون واکنشی بوده است.
با نزدیک شدن به فصل بهار و بالا رفتن دمای هوا، نگرانی از شدت گرفتن جنگ در افکار عامه بالا گرفته است.
دولت نیز این بار با قاطعیت گفته است که دیگر در وضعیت دفاع فعال باقی نخواهد ماند و حملات خود به طالبان را افزایش می‌دهد، همین حالا هم جنگ در بعضی از مناطق به‌شدت جریان دارد. دولت می‌گوید شدیدترین حملاتش به طالبان را در ولایت قندهار انجام داده و در این حملات ده‌ها طالب کشته شده‌اند؛ همچنین گزارش شده که نیروهای دولتی در ولایت قندوز نیز حملات گسترده‌ای را سامان داده‌اند.
در کنار آن، لابی گری در منطقه و اجماع نظر کشورهای دخیل در مناسبات افغانستان نیز در تکمیل شدن حصر طالبان و قوت یافتن نظم جمهوری اثرات به سزایی دارد از جهت نظری در حمایت از جمهوریت در بُعد سیاسی، رئیس‌جمهوری در تلاش است تا در کنار ایجاد اجماع سیاسی داخلی برای مخالفت با حکومت موقت، جامعه جهانی را نیز متوجه وخامت وضعیت افغانستان در صورت سقوط نظام فعلی بسازد، رئیس‌جمهوری غنی، سه شنبه هفته‌ی قبل در مراسم امضای قرارداد ساخت بند شاه توت، گفت که اگر جهان درک درستی از روند صلح افغانستان پیدا نکند و افغانستان با وضعیت ناروشنی روبه‌رو گردد، پیامدهای آن دامن جهان را نیز خواهد گرفت، منظور آقای غنی این است که برگشت طالبان به راس قدرت در افغانستان می‌تواند این کشور را دوباره به سمت بحران بکشاند. با این حال دستگاه دیپلماسی کشور تا کنون در حوزه عملی وارد فاز جدی لابی‌گری نگردیده است، تنها رئیس جمهور غنی است که قاطعانه و بدون تزلزل، بار دفاع از جمهوریت را روی دوش می‌کشد، می طلبد که سیاسیون درون نظام با مقامات دولتی روی طرحی کار کنند که در سطح کلان منطقه و جهان، محاسبات عینی و واقعی را از مفیدیت نظم جمهوری و مضرات حاکمیت طالبانی برشمرده و به خورد کشورهای دخیل بدهند، هرچند که به استثنای پاکستان، عموم کشورها نظام طالبانی را نفی نموده اند؛ اما این واقعیت را نباید از نظر دور داشت که در حوزه سیاست، هر امری قابل تغییر است، با این حال، تلاش اساسی طالبان این است که به هر نحو ممکن، رییس جمهور غنی را از قدرت دور سازند، زیرا به باور طالبان، تنها نیرویی که حاضر نیست به طالبان باج دهد، رئیس جمهوری غنی است، از دید طالبان، می‌توان با دیگر سیاست‌مداران افغان و رهبران گروه‌های جهادی، به نحوی، به تفاهم رسید و با شریک ساختن آنان در بدنه قدرت، اقناع آنان را فراهم ساخت. اما رهبری حکومت فعلی نمی گذارد تا طالبان در راس قدرت بنشیند، به همین دلیل موضع‌گیری طالبان، از ایجاد یک حکومت جدید به کنار گذاشتن آقای غنی تغییر کرده است.
آمریکا و جامعه جهانی به‌خصوص اروپا به‌خوبی می‌دانند که پیامد شکل‌گیری حکومت موقت، رفتن به سوی یک نظام افراطی مذهبی خواهد بود؛ به‌همین دلیل تا حال، به جز پاکستان هیچ کشور دیگری از ایجاد حکومت موقت حمایت نکرده است. رئیس‌جمهو افغانستان نیز در سخنانش بدون نام بردن از پاکستان، از جامعه جهانی خواست تا از مداخله کشورهای دیگر در امور داخلی افغانستان جلوگیری کنند، در حال حاضر برای رئیس‌جمهوری، جنبه داخلی مقابله با حکومت موقت مهم است.
در همین ارتباط در یک اقدام واقع بینانه وی  توانسته است تا دکتر عبدالله عبدالله ، محمد محقق ، جنرال دوستم و تعداد دیگر از سیاست‌مداران مهم را با خود در عرصه مخالفت با حکومت موقت همراه سازد، اما هنوز گروه‌های سیاسی دیگری نیز وجود دارند که برای کنار گذاشتن غنی و تیم رهبری حکومت افغانستان از گردونه قدرت، حکومت موقت را تنها راه شکست بن‌بست افغانستان می‌دانند؛ گرچه هیچ کدام از این سیاست‌مداران نگفته‌اند که حکومت موقت باید توسط چه کسی رهبری شود؛ بنا بر این عده ای که طمع قدرت در ذایقه شان شیرینی نموده و به خاطر آن، حاضر اند کل نظام را قربانی منافع شخصی خوش سازند. واگذاری امتیاز سیاسی به آنان می‌تواند جهت آنان را به سمت حمایت از نظام تغییر دهد، رئیس جمهور در راستای تقویت نظام می‌تواند آنان را نیز به عنوان اهرم کمک با واگذاری پست و مقام در خور شأن در همصدایی با نظام بکشاند، هنگامیکه تهداب اجماع نظر داخلی پخته گردید، آنگاه تیم منسجم و متخصص دیپلماتیک می‌تواند با قوت بیشتر، باب لابی‌گری های منطقوی را برای افغانستان بگشاید.

 

دیدگاه شما