صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۲۱ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

تضرُع طالبان به درگاه آمریکا-بخش دوم و پایانی

-

تضرُع طالبان به درگاه آمریکا-بخش دوم و پایانی

در بخش نخست این عنوان محتوای نامه سرگشاده گروه طالبان به جانب مردم ایالات متحده امریکا به تحلیل گرفته شد، ادامه¬ی همان بحث در این قسمت پی گرفته می شود. در ماده ششم نامه سرگشاده معاون سیاسی طالبان، این گونه آمده است "ما اطمئنان داریم که افغانها در بین خود از راه تفاهم بین الافغانی به قیام نظام اسلامی و صلح و امنیت دائمی رسیده می تواند". اگر گروه طالبان به آنچه می گوید باور دارند، پس! چرا میز مذاکره را ترک نموده اند؟ چرا نوع نظام سیاسی برای افغانستان را در یک رفراندوم عمومی و شفاف در میان مردم افغانستان قبول ندارند؟ نظام سیاسی در کشور برای مردم است، بنابراین چرا مطابق اصول که هم اسلامی و هم دموکراتیک است به مشوره مردم مراجعه نمی کند؟ نظام تحمیلی و خود خوانده¬ی که گروهی خاصی در افغانستان می خواهند، در تضاد با اصول دین اسلام است؛ زیرا اسلام به اصل مشوره هم احترام دارد و هم نمونه‌های واضح در تاریخ صدر اسلام دیده می شود. اساسا طالبان در این بیست سال چرا به تفاهم بین الافغانی توجه نکردند و اکنون هم نمی کنند؟ خونریزی‌های شدید مردمی در افغانستان و کشتار مردم عادی در کجای تاریخ اسلام و در کدام نظام سیاسی اسلامی نمونه داشته است؟ این‌ها و دها سوال دیگر بمیان می آید که اذهان عامه، نسبت به طالبان مظنون بوده و است.
افغانستان متعلق به همه مردم افغانستان است و نظام کنونی سیاسی افغانستان هم اسلامی است و هم این اصل را قبول دارد که افغانستان خانه¬ی مشترک همه افغانستانی‌هاست. گروه طالبان اگر به این بیانات خود صادق است؟ باید بدون قید و شرط دست از جنگ و کشتار و نا امن سازی فضای زندگی مردم در شهرها، راه‌ها و روستاهای افغانستان بردارد. راه تفاهم این است که نسبت به مردم افغانستان دشمنی نداشته باشد. راه تفاهم آنگاهی میسر خواهد شد که در جؤ سیاسی تساهل گرایانه با مردم افغانستان وارد گفتمان شود، تفاهم به معنای تسلط انحصار گرایانه نیست، بلکه تفاهم در نظر داشتن نفع و خواست برحق عامه¬ی مردم افغانستان است. شفاف ترین راه برای تعریف نظام سیاسی در کشور و چگونگی ساختار‌های قانونی آن مراجعه به عموم شهروندان افغانستانی است.
معاون سیاسی گروه طالبان در بند هفتم این نامه، ادعای خود خواهانه¬ی را مطرح ساخته است، مبنی بر اینکه، اکثریت قاطع مردم افغانستان از نظام امارت اسلامی پشتبانی می کند؛ در ضمن خود را در سرحد کامیابی تلقی نموده است. این دو ادعا از آنجای ناشی می شود که طالبان همواره انحصار طلب و اقتدار گرایانه به سیاست افغانستان نگاه داشته/ دارد. این مسأله با واقعیت‌های عینی جامعه افغانستان به صورت کامل در تقابل و ضدیت است، زیرا مردم افغانستان نظام متحجر سیاسی توأم با استبداد گروهی و قبیلوی را هرگز نپذیرفته و نخواهد پذیرفت. بقأ افغانستان واحد در چنین شرایط بسیار حساس، متکی به نظام سیاسی است که خواسته¬ی اکثریت مردم افغانستان باشد. در غیر آن کسی نمی تواند دقیق تحلیل و پیش بینی نماید که آینده افغانستان چه خواهد شد. از سوی دیگر جامعه جهانی، کشور‌های اسلامی، کشور‌های منطقه و همسایه‌های افغانستان، همه می دانند که مردم افغانستان بیزار از حکومت‌های ایدئولوک و واپس گرأ هستند، حکومت‌های که قدرت سیاسی را انحصاری، و چیزی را به عنوان حق و حقوق انسان‌ها و زنان نمی شناسد، دیگر برای مردم افغانستان قابل تحمل نیست. واقعیت‌های جامعه شناسانه¬ی افغانستان در تناسبِ با شرایط جهانی و منطقوی این امر را کاملن واضح می سازد که تداوم حیات افغانستان واحد، در گرو نظام سیاسی مردم سالار و همه شمول است. نظام سیاسی که بتواند از تمام اقشار، اقوام و عامه¬ی مردم افغانستان نمایندگی کرده بتواند.
در بند هشتم نامه سرگشاده از عدم تبعیض و عملکرد‌های تُهی از امتیازی از جانب طالبان ادعا شده است که در افغانستان این موضوعات را ندارد. مثل معروفیست؛ آزمودن را آزمودن خطاست، مردم افغانستان و تمام جهانیان به خاطر دارند که گروه طالبان آنگاهی که در افغانستان قدرت داشتند از چه شیوه‌های سیاسی و مدیریتی در مقابل شهروندان این سرزمین استفاده می نمود. گروه طالبان تمامیت خواهان سیاسی و مستبدین ایدئولوژیک است که خود شان را آقای مردم افغانستان می دانست. حکومت دوران طالبان بیاد همه هست و از کسی پنهان نیست که برسر مردم افغانستان چی می گذشت. در ماده نهم نامه سرگشاده حقوق زنان تذکر رفته است. شلاق زدن زنان در ملأ عام، محصور ساختن زنان در چهار دیواری خانه‌ها، بسته نمودن تمامی مکاتب دخترانه، گناه شمردن کار زنان در مشاغل عمومی مانند کار در دولت و سازمان‌های دیگر و دها موارد دیگر. اینها همه یادگاری احترام به حقوق زنان از دوران نه چندان دور طالبان در افغانستان است. اساسا نگاه گروه‌های مانند طالبان به زنان ابزاریست و سرنوشت ابزار از طرف صاحب آن ابزار تعیین می گردد. همچنان در ماده دهم این نامه، از آزادی بیان صحبت شده است. همه بخاطر دارند آزادی بیان که در دوران طالبان در افغانستان موجود بود، چه نوع آزادی بیان بود. رسانه‌ها به صورت عموم جواز نشرات نداشتند. بجز رادیو و تلویزیون ملی افغانستان که آن هم در خدمت سیاسیت‌های محدود شده بیانی از طرف طالبان بود. در ختم این نامه از جنگ تحمیلی صحبت شده است. طرف اساسی این جنگ تحمیلی را گروه طالبان مسؤلیتش را بدوش دارد، وقتی میداند که جنگ در افغانستان تحمیلی است، سوال اینجاست که گروه طالبان چرا به این جنگ تحمیل شده نقطه پایان نمی ماند؟. آتش بس و قطع کشتار مردم افغانستان نخستین گام عملی است در راه تفاهم بین الافغانی و ختم جنگ‌های تحمیلی، این موضوع مطالبه اساسی و برحق مردم افغانستان است. گروه طالبان با روحیه اسلامی که مدعی می شود، دارا است، چرا پیشگام این مسأله نمی شود؟. مگر پیامر اسلام در خیلی از قضایای صلح آمیز در صدر اسلام، خودش پیشامد نمی کرد؟ در صلح حُدیبیه و دها مورد دیگر در تاریخ ابتدأ اسلام در زمان پیامبر چه رُخ داده است؟ اگر الگو از اسلام و پیامبر اسلام را گروه طالبان قبول دارد، پس! چرا به ختم کشتار مسلمانان افغانستان پیشگام نمی شود؟
تعهد با امریکا وقطع حملات بر نیروهای آن، اما تداوم کشتار مردم افغانستان و تنور گرم جنگ؛ از آن لحظه¬ی که گروه طالبان با نماینده ایالات متحده امریکا موافقت نامه امضأ نموده است، جنگ و حمله بر نیروهای خارجی را قطع کرده است. در این مسأله پایبندی به تعهد شان را به رُخ جهان می کشاند؛ اما از آن زمان به بعد تا اکنون جنگی را که طالبان در افغانستان در برابر مردم افغانستان در پیش می برد و موجب کشته شدن صدها انسان مسلمان افغانستانی شده است، بیشتر از قبل تشدید بخشیده شده است. اینجا دو سؤال است، اول اینکه جواز کشتن انسان‌های بیگناه و مسلمان را برای طالبان کدام منبع صادر نموده است؟ دوم آیا این جنگ جهاد است که علیه مردم افغانستان به شدت تمام و با قصاوت خاطر پیش بُرده می شود؟ کشتن نیرو‌های خارجی و امریکایی‌ها جواز ندارد؛ اما چطور است که کشتن زنان، اطفال و مردمان افغانستانی در شهر و دهات جواز دارد؟ این‌ها سوال‌های همان اکثریت قاطع مردمان است که معاون سیاسی گروه طالبان ملا عبدالغنی برادر آخوند در نامه اش ذکر نموده است که از نظام امارت اسلامی خود خوانده گروه طالبان حمایت می کند. خیلی مضحک است هم ادعا می شود که این مردم از طالبان حمایت می کند و هم از سوی دیگر همین گروه طالبان همان مردم را به حالت فجیع به مسلخگاه سیاسی شان می برند. این تضاد آشکاریست در آن چه طالبان می گویند و آنچه را به صورت عملی بر مردم افغانستان هر صبح و شام تحمیل نموده است.
بدون تردید پایان بخشیدن به جنگ به نفع همه است، از همه مهمتر به نفع مردم بی گناه افغانستان است که هر روز قربانی این جنگ ویرانگر و استخوان سوز می شود. گروه طالبان بجای اینکه به جانب مردم امریکاه نامه تضرع آمیز می نویسد و خود شان را در انظار مردم امریکاه صادق جلوه می دهد، تا شاید دولت جدید به رهبری بایدن به آنان توجه نماید و ذلت تاریخی را برای خود شان می خرند. بهتر خواهد بود متوجه مردم افغانستان باشد و از تداوم این در بدری بکاهد.

دیدگاه شما