صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۲۱ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

حوادث سیاسی و انتظارات اقتصادی مردم در افغانستان

-

حوادث سیاسی و انتظارات اقتصادی مردم در افغانستان

دولت به عنوان بالاترین نهاد اجرایی و مظهر اراده مردم در نظام‌های دموکراتیک، نقش سازنده ای در شکل گیری انتظارات اقتصادی مردم دارد. انتظارات به معنای تصویر ذهنی عاملین اقتصادی از آینده است و این تصویر آینده بر تصمیم‌ها و رفتار حال آن‌ها اثرمی‌گذارد. به عنوان مثال اگر یک سرمایه گذار نسبت به آینده بدبین شود و تصورش بر این باشد که تقاضا برای محصولات وی در آینده کم خواهد بود، امروز حجم سرمایه گذاری خویش را کاهشمی‌دهد. همچنین اگر خانواده ای نسبت به وضعیت درآمدی یا اشتغال خود در آینده بدبین شود، در میزان مصارف امروز خود تجدید نظر کرده و با خست هر چه تمام به پس انداز روی آورمی‌شود. آن چه گفتیم پیامدهای اقتصادی انتظارات منفی بود. پیامدهای اقتصادی انتظارات مثبت یا خوشبینی دقیقا بر عکس است. یعنی در این حالت عاملان اقتصادی سعی در انبساط مخارج سرمایه گذاری و مصرفی خود دارند. اگر نگاهی به اقتصاد افغانستان در دو دهه اخیر داشته باشیم، به وضوح به پیامدهای مثبت و منفی انتظارات در اقتصاد افغانستان پیمی‌بریم. به عنوان مثال چندین نمونه را بیانمی‌کنیم:
الف: سقوط طالبان و شکل گیری نظام سیاسی جدید. پس از سقوط رژیم طالبان و ظهور دولت جدید دموکراتیک، مردم افغانستان نسبت به آینده خوشبین شدند و سرمایه‌های هنگفت پولی و نیروی عظیم انسانی از خارج به سمت کشور سرازیر شدند. شمار زیادی از تاجرین، کارآفرینان و مهاجرین متخصص به کشور بازگشتند و به خاطر رونق فعالیت‌های اقتصادی قیمت املاک و مستغلات به طرز سرسام آوری بالا رفت. افغانستان در این برهه شاهد رشد دستمزدها و قیمت ارزاق عمومی یعنی تورم نیز بود. از سوی بخش خصوصی سرمایه گذاری‌های کلانی در قسمت فابریکه، مسکن، آموزش و صحت صورت گرفت. به عنوان مثال در شهرک صنعتی هرات در کمتر از چهار سال حدود 400 فابریکه صنعتی آغاز به کار کردند و حدود بیست شهرک مسکونی ساخته شدند.
ب: امضای پیمان امنیتی با آمریکا. با امضای پیمان امنیتی بین افغانستان و مهمترین حامی وی یعنی آمریکا در سال 2012 دوباره عاملان اقتصادی به این نتیجه رسیدند که آمریکا نسبت به آینده افغانستان تعهد بلندمدت دارد و حتی با خروج نیروهایش، افغانستان به صحنه جنگ‌های نیابتی و قومی مبدل نخواهد شد. گرچه آمریکا قبل از امضای این پیمان نامه بارها نسبت به تعهد خود نسبت به آینده سیاسی افغانستان اطمینان داده بود ولی این معاهده سمت و سوی تصمیم گیری‌های اقتصادی را تغییر داد و بار دیگر افغانستان مورد توجه سرمایه گذاران قرار گرفت. از سویی سال 2014 که در آن مسئولیت تامین امنیت از نیروهای خارجی به نیروهای ملی منتقل گردید نیز مملو از اضطراب و دلهره بود. اکثر شاخص‌های اقتصادی مثل رشد تولید ناخالص داخلی و حجم سرمایه گذاری در این سال منفی شدند و از طرفی هم بر اثر خروج نیروهای خارجی و کوچک شدن بخش خدمات، آمار بیکاری به شدت افزایش یافت. به باور صاحب نظران سیاسی و کارشناسان اقتصادی سال 2014 نقطه عطفی در تاریخ معاصر افغانستان بود. زیرا نظام سیاسی جدید توانست با اتکاء بر قوای امنیتی داخلی به حیات پر پیچ و خم خود ادامه دهد.
ج: انتقال مسالمت آمیز قدرت سیاسی. پس از ختم دوره ریاست جمهوری کرزی، انتقال قدرت از مسیر انتخابات دچار چالش‌های حادی شد. حافظه تاریخ افغانستان گواه است که انتقال قدرت سیاسی در افغانستان همواره با کشتار و خونریزی همراه بوده است و مردم از این پدیده خاطره خوبی در ذهن ندارند. ادعای تقلب از سوی نامزدهای رقیب و تاخیر در اعلان نتیجه انتخابات باعث اضطراب و تشویق‌های زیادی شد ولی با پادرمیانی آمریکا و کشورهای خارجی و همچنین حصول توافق سیاسی بین طرف‌های مدعی خوشبختانه پروسه انتقال قدرت صلح آمیز بود. این امر سبب شد جرقه امید دوباره در دل مردم زده شود و سرمایه گذاران با امید دوباره به اداره کسب و کارهایشان برگردند. نرخ ارز و بهای مسکن مجددا حالت ثبات را به خود گرفت و روند فرار سرمایه و مهاجرت مغزها تا حدودی نزولی شد. گرچه فضای سیاسی افغانستان از حالت ایده آل فاصله زیادی دارد ولی برای کشوری که هنوز در لیست کشورهای جنگ زده است، یک دستاورد سیاسی محسوبمی‌شود.
د: مذاکرات صلح. از جمله حوادثی که می‌تواند انتظارات عاملان اقتصادی را جهت دهد و فضای پیش بینی را به نفع فعالیت‌های اقتصادی تغییر دهد، شفافیت و پیشرفت در مذاکرات صلح است. هر از گاهی که مذاکرات مزبور به خاطر لجاجت و امتیاز طلبی یک جانبه یکی از طرفین مذاکره با بن بست مواجه می‌شود آثار آن در نرخ مبادله یعنی کاهش ارزش پول افغانی هویدامی‌گردد. هرچند مذاکرات صلح از زمان شروع تا به حال با کش و قوس‌هایی همراه بوده است، ولی امید به تحقق آن و رؤیای وقوع یک اقتصاد پس از صلح توانسته است تا به امروز سرمایه گذاران ساکن در افغانستان را متقاعد کند راه خارج را در پیش نگیرند و به اداره کسب و کارشان در وضعیت فعلی ادامه دهند. متاسفانه یکی از دلایلی که عاملان اقتصادی به برنامه صلح با دیده تردیدمی‌نگرند موضع غیر شفاف و دوگانه خارجی‌ها است. از آن جایی که بازیگران خارجی بازی صلح در افغانستان هر کدام به دنبال منافع جداگانه خویش اند و منافع سیاسی و اقتصادی هم نظر به تغییر شرایط دستخوش دگرگونیمی‌گردد، دستیابی به یک اتفاق نظر گاهی غیر ممکن جلوه می‌نماید. اگر خارجی‌ها نسبت به واقعیت صلح در افغانستان نیت خیر دارند، به جای برنامه صلح بر استراتژی صلح متمرکز شوند. تجربه نشان داده است که عاملان اقتصادی با در نظر داشت اطلاعات موجود و تحلیل‌های رایج، تصمیم‌های اقتصادی خود را می‌گیرند. بنابراین ابهام در موضع هم‌پیمانان اصلی افغانستان مثل آمریکا پیرامون چگونگی تحقق صلح و همچنین عدم هماهنگی بین دولت و ساختارهای موازی نظیر شورای عالی مصالحه در اخذ تصمیم‌های اصلی و اعلان مواضع رسمی، فضای انتظارات را در برابر چشمان ذی نفعان اقتصاد افغانستان تیره و تار کرده است. در آخر این نوشته را با گزارش آریانا نیوز به تاریخ شنبه 29 قوس 1399 منشر شد به انجام می‌رسانیم. در این گزارش از دیدار داکتر اشرف غنی با رئیس و اعضای هیات مذاکره کننده صلح دولت افغانستان با طالبان سخن به میان آمده است. طبق این گزارش، داکتر اشرف غنی بر اهمیت انعکاس نظریات مردم در روند مذاکرات صلح تاکید کردند و گفتند که نظرات مهم اقشار مختلف باید درباره پیشرفت در روند مذاکرات به دست آمده و در دستورالعمل کاری این هیات قرار گیرد.

دیدگاه شما