صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

شنبه ۲۸ حمل ۱۴۰۰

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

بقای نظام اصل حیاتی صلح

-

بقای نظام اصل حیاتی صلح

یک سال پس از توافقات دوحه، طالبان مسرور از قدرت، به عملیات نظامی علیه نیرویهای آمریکایی پایان دادند، اما عهد و اخوت با القاعده و انواع درندگان تروریسم اسلامی گستردهتر شد. حملات علیه نیروهای دولتی و تحمیل ویرانیهای هرچه بیشتربه مردم بیدفاع شدیدتر از پیش ادامه یافت. اعمال سختگیریهای مذهبی و محدودیت آشکار علیه زنان، حضور پر رنگ شریعت حنفی در دانشگاهها، ممنوعیت آوازخوانی برای دختران بالاتر از ۱۲ سال، گسترش ترورهای هدفمندی که برای ارعاب جامعه، اساساً فعالین اجتماعی را نشانه گرفته است، کابوس بازگشت هیولای طالبان را ترسناکتر کرده است.
طالبان هیچگاه برنامهای برای صلح با حکومت در دستور کار نداشتند. توافقات دوحه و میز مذاکره چیزی بیش از تاکتیک برای ادامه جنگ نمیتوانست باشد. تحت عنوان پیششرط آتش بس، بازپسگرفتن بیش از پنجهزار زندانی، جان تازهای به دامنه عملیات تروریستی آنان داد. مناطق بیشتری را تحت تصرف درآورند، تسلط افزونتری بر تجارت پُر رونق مواد مخدر و معادن و معاملات پنهان بدست آورند و توانستند روابط محکمتری با روسیه، چین و جمهوری اسلامیایران، برقرار کنند. بر همین متن، پاکستان به عنوان زعیم طالبان نقش پررنگتری در سیاست منطقه به دست آورد و درعین حال انشقاق بیشتری در صفوف به هم ریخته حکومت ایجاد شد.  
دولت آمریکا با اعلام تردید و بازنگری آنچه در این پروسه به دستآمده، سناریو پایانی را روی میز حکومت میگذارد و انقضای دوام حکومت را علناً دیکته میکند. در تندپیچی از بحران، هر کدام از طرفین بر ادامه راهی اصرار دارند که در آن همراه نبودهاند!
اما برای میلیونها مردم مصیبتزدهای که بیش از چهار دهه جنگ خانمان برانداز قربانیان اصلی این شیادی مشمئز کنندهاند، چیزی بجز ویرانی و کشتار، جنگ و تباهی و ادامه آوارگی و فلاکت بیشتر، نصیب نشده است. این حقیقتِ تلخِ همهٔ آن مهملاتی است که به نام دستاورد "صلح" و پایان جنگ و توافقات، بیش از یک سال در دوحه در جریان بود. کلاه گشادی است بر سر مردم رنج کشیده و زخمی افغانستان. مافیایی مرموز که  کل تاریخش با تبهکاری و باندبازی در عطش قدرت و حاکمیت، حاضر به هر فضاحتی در مصالحه با طالبان و در خوش خدمتیِ هر ابرقدرتی که زمام امور در دستش باشد. همه کرامت جامعه و میلیونها مردم رنج دیده را به قربانگاه میبرد.
برای آمریکا و شرکای ناتو، ماندگاری پر هزینه و کم دستاورد در افغانستان، ارزش دیرین خود را از دست داده است. ادعای واهی اهلی شدنِ طالبان، کاهش چشمگیر حمایت از حکومت کنونی و شرکاء حقیقت استراتژی ترامپ/ بایدن را هویدا میکند.
هزینه نجومی دو دهه حضور آمریکا در افغانستان بالغ بر بیش از ۹۷۵ میلیارد دلار، معادل قریب به ۲۰ سال بودجه کل کشور افغانستان ارزیابی شده است. بدیهی است که از منظر منافع آنان، این روال نمیتواند ادامه یابد.
حضور ۲۵۰۰ نیروی نظامی آمریکا، حدود ۱۰هزار سرباز ناتو و ۲۰ هزار پیمانکار در افغانستان که از حمله طالبان مصون شدهاند، ضامن اجرایی فرامین صادره از کاخ سفید است.

استراتژی جدید آمریکا، دولت انتقالی برای صلح
پس از توقف مذاکرات دوحه اینک طرحی دیگر با همان مضمون کهنه روی میز آمده است. بازگرداندن طالبان و ختم غائله با تشکیل دولت انتقالی به نام آنچه "صلح" مینامند. روسیه و چین و هندوستان و پاکستان را راضی کردهاند و اینبار جفرافیای نزدیکتری مانند ترکیه محل نشست و مذاکره است.
زلمی خلیلزاد فرستاده ویژه آمریکا درامور افغانستان که در مسئولیت خود ابقاء شده، در سفر اخیرش برای ابلاغ استراتژی جدید، پیش از سفر به افغانستان از آلمان، متحد دیرین آمریکا، سپس پاکستان، قطر، امارات متحده عربی و دیگر کشورهای منطقه دیدن کرد. با نمایندگان ارشد طالبان در قطر نشست داشت. با اشرف غنی وعبدالله عبدالله در ارگ و سپیدار، نقشه راه و طرح تازه کاخ سفید را درمیان گذاشت. "طرح دولت انتقالی برای صلح"! این طرح ده صفحهای سناریو ایجاد حکومتی تحت نام دولت انتقالی صلح را در سه بخش توضیح میدهد: تدوین قانون اساسی آینده، حکومت انتقالی صلح و سرانجام چگونگی آتشبس.
طبق این سند، ساختار سیاسی "دولت انتقالی صلح افغانستان" از سه قوهٔ مستقلِ شورای ملی، اداره اجرایی، و قوه قضائیه (دادگاه عالی و دادگاههای محلی) تشکیل میشود. یک شورای مستقل عالی فقه اسلامی و یک کمیسیون تدوین قانون اساسی نیز به آن ضمیمه شده است.
طالبان با انگیزه ایجاد امارات اسلامی و دولت به انگیزه "جمهوریت" قرار است پای این مصالحه متناقض بروند. روندی ناهمگون و دور از انتظار.
در تحکیم این طرح، آنتونی بلینکن وزیر امور خارجه آمریکا طی نامهای خطاب به اشرف غنی و عبدالله، تصریح میکند که آمریکا خواهان موافقت طرح دولت انتقالی برای صلح از سوی افغانستان و طالبان است.
اشرف غنی صریحاً برخی از بندهای این طرح را رد میکند و ادعا دارد که همه نهادهای جمهوری اسلامی افغانستان پابرجا میماند. اما عبدالله عبدالله رئیس شورای عالی مصالحه ملی با تأیید ضمنی طرح آمریکا میگوید: این طرح برای تسریع روند مذاکرات است، گرچه بعید میداند طالبان به جمهوریت اعتقادی داشته باشند.
بر اساس این طرح، ضربالاجل امریکا برای آغاز نشست روز ۲۷ حمل برگزاری کنفرانسی در استانبول ترکیه تحت نظارت سازمان ملل است. این نشست به نوعی یادآور کنفرانس بُن است. با این تفاوت که هیئت نمایندگی طالبان به رهبری ملاعبدالغنی برادر معاون رهبری طالبان، در این نشست حضور خواهد یافت.
ما انتظار داریم که نشست استانبول علیه منافع علیای مردم افغانستان است نباشد و به باج دهی آشکار به اسلام سیاسی نوع طالبان منجر نشود و بی مسئولیتی عامدانه جامعه جهانی را در قبال سرنوشت مردم افغانستان به نمایش نگذارد.
با همه این ها؛ اما فرصت اندکی برای مردم ما باقی است. مردم باید صدای شان را بلند کنند. خواست های شان را به صورت واضح به گوش جامعه جهانی و کشورهای منطقه برسانند و بگویند که آنها به گذشته بر نمی گردند و به ذلت و خواری و عقب مانی تن نمی دهند. باید قاطعانه موضع بگیرند که دستاوردهای دو دهه اخیر چیزی نیست که یک شبه برای مردم افغانستان داده شده باشد. این دستاوردها نتیجه چند قرن تحمل ستم و تبعیض و برایند تلاش ها و فداکاری های مبارزان آزاده ای این سرزمین اند که از جان شان را در راه آزادی و عدالت مایه گذاشتند.
مردم باید بدانند که هیچ چیزی بر خلاف میل آنها اتفاق نمی افتد، چنانچه آنها محکم و استوار برای رسیدن به خواست های شان مبارزه کنند، هیچ قدرتی فرایندهای سیاسی افغانستان را بر خلاف خواست مردم تغییر داده نمی تواند. حاکمیت ملی از آن مردم افغانستان و این حاکمیت در هر شرایطی باید محفوظ بماند. مردم نباید اجازه دهند که دیگران به جای آنها و در باره آینده آنها تصمیم بگیرند.
باید باور داشته باشیم که آنچه حقانیت دارد و باید قدرت را بدست بگیرد عدالتخواهی و برابریطلبی است. آنچه جامعه مصیبتزده افغانستان را از این کابوس وحشت نجات میدهد آگاهی و عمل آگاهانه توده های مردم است.

دیدگاه شما