صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۲۱ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

در ایجاد فضای وحشت، سهم مضاعف نگیریم

-

در ایجاد فضای وحشت، سهم مضاعف نگیریم

بخشی از هیأت اعزامی دولت برای گفتگوهای صلح وارد دوحه شدند، آنچنان که وزارت دولت در امور صلح اظهار داشته است قرار است که آنان طی روزهای آینده در مورد نحوه صلح و انگیزه طرف مقابل با هیأت طالبان دور یک میز نشسته و در مورد پیشبرد این پروسه گفتگو و چانه زنی کنند. وقفه‌ی بیش از یکماه این پروسه سبب گردید که ظن و گمان‌هایی مبنی بر توقف آن در میان نیروهای اجتماعی بیشتر شایع گردد، طالبان در این وقفه، حملات شان را بیش از قبل تشدید نمودند و به صورت پیدا و پنهان موجی از وحشت خونریزی و قتل‌های دسته جمعی را در کابل و ولایات به راه انداختند.
این امر باعث گردید که روحیه عموم به شدت آسیب دیده، ذهنیت و ضمیر انسان افغانی به آهن ربای جذب نگرش منفی تبدیل شود. از آنجایی که ماهیت جنگ و کشتار در هر جغرافیای این کره‌ی خاکی که صورت بگیرد، هدفمندانه و توسط تعدادی انگشت شمار مدیریت و اعمال می‌گردد؛ اما طبیعتا بازتاب آن به گونه‌ی مهندسی و بزرگنمایی می‌گردد که بتواند به صورت نا خود آگاه، مسیر رسیدن به اهداف افراد شرور را از دل این قضایا برای آنان هموار سازد. تحمیل جنگ و کشتار در یک جامعه، بخشی از این قضیه است؛ اما بازتاب و تحت پوشش قرار دادن آن توسط رسانه‌های جمعی به صورت هدفمندانه و یا نا آگاهانه روی دیگر سکه است که به مراتب فاجعه بار تر از قضیه‌ی قتل و کشتار روحیه عموم را تخریش می‌سازد. رسانه‌های افغانستان طی دو دهه اخیر در رشد و تقویت بنیه‌های دموکراسی نقش غیر قابل انکار ایفا نموده اند، بیشترین رسانه‌ها در اصول نشرات شان، حمایت از نظام را بدون توقع و با باور قلبی پذیرفته و در این راستا عملا کار می‌کنند؛ اما در این میان دو طیفی دیگر از رسانه‌ها نیز موجود است که یا به صورت هدفمندانه در همراهی با نیروهای شر و تروریزم گام برداشته و در خلق فضای وحشت و منفی نگری، چنین جنایات را بی مهابا تحت پوشش قرار می‌دهند و یا هم بنا به عدم تخصص، و به باور خود شان به هدف ایجاد خوراک خبری مناسب با پخش اخبار منفی، باعث آزردن روحیه عموم می‌گردند.
قبل از اینکه وارد اصل مطلب گردیم، یاد آوری این نکته لازم است که هر کلمه و اظهاراتی که ما به صورت کتبی و یا شفاهی بیان می‌داریم دارای بار ارتعاشی است و به روی مخاطبان ما تأثیر می‌گذارد. این عده از عزیزانی که جذب مخاطب و خوراک خبری مناسب شان را در بازتاب نگرش‌های منفی و وحشت آمیز جستجو می‌کنند، به مرور زمان خود نیز بیشتر از مخاطبین دچار مضرات می‌گردند و ارتعاش این نگرش و کلمات آنان را در چنبره‌ی سیاه وهم و تصورات اینچنینی نگهمیدارد و زندگی واقعی شان نیز به همین سمت سیاهی و تباهی سوق خواهد یافت. این یک واقعیت انکار ناپذیر است و هیچ گریزی از آن نیست. به همان میزانی که نیروهای شر باعث خلق وحشت و بحران در این کشور می‌گردند و روزگار این مردم را همانند قلب‌های شان سیاه و تاریک می‌سازند، آیا در نقطه‌ی مقابل آن دستاوردهای مثبت و انرژی بخش که باعث روشنایی و امیدواری جامعه و مردم می‌گردد اصلا در این کشور وجود ندارد؟ تأکید میکنم یک لحظه زاویه فکر مان را تغییر دهیم در جهت مثبت و شکوفایی‌های این کشور آیا واقعا هیچ نکته مثبتی وجود ندارد؟ باید یاد آوری کرد که نکات مثبت در این کشور آنقدر زیاد است که صرفا انسان‌های مثبت‌نگر آن را می‌بینند، اشخاصی که تار و پود شان با مسائل منفی جوشیده است اگر هم ببینند متوجه زیبایی های آن نمی‌گردند؛ زیرا جهت گرایش شان از درون، مثبت ها را بر نمی‌تابد.
به همان میزانی که وحشت و کشتار هدفمندانه رقم می‌خورد، در نقطه مقابل آن سازندگی، دستاوردهای معنوی و شگوفایی اقتصادی را دیده می‌توانیم؟ دو دهه قبل اصلا تصور می‌توانستیم که روزی در این کشور حکومت و دولت مردمی برقرار گردد که در سایه آن همه بتوانیم به کار و فعالیت عزتمندانه در داخل کشور خود دسترسی یابیم؟ آیا قابل تصور بود که روزی برسد تا خانه ها و اماکن سوراخ سوراخ کابل و دیگر شهرها تعمیر گردیده و کوچه‌های آن نیز پخته کاری گردد تا با حفظ عزت و غرور ملی در این جغرافیا ساکن باشیم؟ پارک‌ها و فضای سبز که در کشور ایجاد گردیده است آیا هیچ اطلاعی از آن داریم؟
هم اکنون در غرب کابل واقع در کوه « چهل دختران» فضای سبز درخت کاری شده و با منبع آب لوله کشی شده به وسعت هکتارها زمین، این منطقه‌ی خشک و بی آب را سر سبز نموده است و خانواده‌های بی شماری از فضای سبز آن لذت می‌برند چه می‌دانیم؟ و...
این ها همه خوراک خبری مناسب است که با اندک تأمل و چرخش زاویه فکری می‌توان مخاطبین بیشتر را به سمت رسانه جذب کرد؛ تنها شرط اش این است که در پی جستجوی آن باشیم. پیامد بعدی اخبار و تحلیل‌های منفی این است که خود ما باعث می‌گردیم تا به نیروهای شر انگیزه بیشتر ببخشیم و آنان را در خلق جنایت فجیع‌تر نیرو و قوت بدهیم؛ برعلاوه، وقتیکه ذهنیت عموم را به سمت جذب منفی‌ها کشاندیم، آنگاه ناخوشی‌ها یکی پشت دیگری در زندگی روزمره جا باز نموده و همانند مقناطیس، زندگی روزمره ما را در خود می‌پیچد.
در نتیجه، استرس و اضطراب ها و به تبع آن بیماری‌های گوناگون جسمی و روانی در سطح جامعه افزایش یافته و ناگزیریم که بار رنج طاقت‌های فرسای یک جامعه مظطرب و روانی را روی دوش خود حمل کنیم؛ زیرا اساس و فلسفه زندگی براین اصل بنا نهاده شده است که رنج‌ها، همانند شادی‌ها به دیگران هم سرایت نموده و کیفیت زندگی دیگران را نیز تحت الشعاع قرار خواهد داد، مرحوم سعدی با درک از اهمیت این موضوع چه زیبا، آن را در یک مصراع شعر خلاصه نموده است « تو کز محنت دیگران بی غمی – نشاید که نامت نهند آدمی».
در واقع هیچ انسانی نمی‌تواند رنج و غم را بر دیگری تحمیل نماید و خود از پیامد آن در امان باشد، زندگی انسان‌ها همچون یک زنجیره‌ی لایتناهی با همدیگر ارتباط دارد، قانون بده و بستان طبیعت به همه معلوم است و هیچ فردی نمی‌تواند از این قانون بگریزد و یا آن را انکار نماید، به دیگران چه میدهی که باید منتظر گرفتن آن باشی، خواه شر باشد و یا خیر، گرفتن آن از طبیعت یک امر حتمی است. حتی قاتلان و آدم‌کشانی که خود مستقیما در کشتار و خونریزی سهم دارند از پیامدهای این اعمال شان چنان به تباهی و سیه‌روزی کشانده می‌شوند که تصور اش برای بسیاری‌ها سخت است، اولین زجر درونی آنان به بیرون سرایت نموده و در چهره ظاهری به صورت وحشتناک تغییر منفی به وجود آمده عملکرد و رفتار شان نیز رنگ و بوی حیوانات درنده را به خود می‌گیرد و این مورد در اولین دیدار با چنین انسان‌ها برای هر فرد کاملا واضح و محسوس می‌گردد، از این جهت است که محمکه وجدان مستقیما وارد عمل شده و آنان را از درون زجرکش می‌کند. « خون مقتول دست از دامان قاتل برنداشت – دیده باشی لکه‌های دامن قصاب را؟»
بنا براین، انتظار می‌رود که اصحاب محترم رسانه، به نشرات و گفتار شان در این برهه‌ی زمانی که وضعیت افغانستان را به صورت مهندسی شده به سمت رعب و وحشت سوق می‌دهند، دقت بیشتر به خرج داده و به صورت مسئولانه در ایجاد فضای روحی مناسب با نشرات انرژی بخش و مثبت شان به جامعه یاری رساند، تا سبب گردد به مرور زمان در جهت از میان بردن حس غالب منفی از جامعه نقش خود را ادا نموده و خود نیز با داشتن جامعه‌ی که از سلامت روحی - روانی مناسب برخوردارند زندگی کم دغدغه را سپری نماییم. در حالتی که گفتگوهای صلح قرار است جریان یابد، نشرات رسانه‌ها در این بازه زمانی از تأثیرات قابل توجه برخوردار است؛ از این رو انتظار می‌رود که همانند شهروند جمهوریت که در این بستر رشد و نمو یافته ایم در کمک به تحقق صلح با محوریت دولت و مردم افغانستان سهم خود را ادا نماییم، قوت رسانه‌ها از دید هیچ صاحب‌نظر پنهان نیست.

 

دیدگاه شما