صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۵ میزان ۱۴۰۰

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

لزوم همخوانی سربازان با فرهنگ و زبان در ولایات جنگی

-

لزوم همخوانی سربازان با فرهنگ و زبان در ولایات جنگی

این مقطع حساس تاریخی برای افغانستان کاملا سرنوشت ساز است، خروج نیروهای بین المللی اگر از منظر راهبردهای جنگی برای افغانستان و قوای مسلح این کشور آنچنان که مقامات امنیتی میگویند شکننده نباشد، از منظر روحی – روانی، مردم را دچار تشویش و اضطراب بی پیشینه نموده است، سقوط پیهم ولسوالیها و عقب نشینیهای «تاکتیکی» دولت، اگر پیامد تضعیف قوای مسلح را در پی نداشته باشد، قطعا موازنهی تخریش ذهنیت عموم را به نفع طالبان سمت و سو میدهد. مردم افغانستان با تجارب چهل و چند سالهی جنگ و صلح و پیامدهای زیان بار آن که از ابعاد گوناگون، زندگی جمعی ساکنین این مرز و بوم را فلج ساخت آمادگی کامل در دفاع از اماکن خود دارند، جنگهای گذشته باعث گردید که یک نسل به طور کامل از نعمت دانش و تحصیلات عالی محروم بمانند، زیربناها به سرمایه این مردم به حساب می آید به گونهی کامل از بین رفت، میلیونها شهروند این کشور به کام مرگ و معلولیتهای فیزیکی کشانیده شد، میلیون ها افغان با توهین و تحقیر غیر انسانی، منت مهاجرت به کشورهای همسایه را به دوش کشیدند، چه بسا یتیم، بیوه و نسل مفلوک به افغانستان تقدیم گردید.
این رویدادهای چهل و چند ساله، تاریخ زنده افغانستان است که بسیاری از نفوس این سرزمین متولدین وضعیت جنگی هستند، و در شرایط جنگی به اکمال سن رسیده اند، جوانانی هم که در رویدادهای ماقبل پا به عرصهی وجود نگذاشته بودند، از طریق بزرگان و خانوادهها به این وضعیتهای تراژیک و رنج آور به آگاهی لازم رسیده اند و ذره ذره این روزهای سیاه را که خانواده ها به دوش کشیده اند در اعماق شریان های وجودی فرزندان شان نیز محسوس است، از اینرو، مردم افغانستان با درک از این وضعیتهای بغرنج تاریخ این سرزمین، بازگشت به گذشته را بر نمیتابند، این مردم خواهان زندگی با عزت و توسعه محور است، هر نیرویی که بخواهد آنان را به جبر و اکراه به عقب بکشانند در برابر ارادههای فولادینی قرار خواهد گرفت که یک عمر با جنگ و خونریزی به روز رسانی گردیده و به هر قیمتی حاضر اند از نظام و دستاوردهای بیست ساله شان که به تازگی توانسته است زخمهای تاریخی این سرزمین را مرهم گزاری کند محافظت خواهند کرد.
خیزشهای مردمی در کنار قوای مسلح افغانستان در ولسوالیهای شمالی کشور بیانگر این واقعیت است که مردم از مفکوره طالبانی، رسیدن به قدرت از مجرای زور و دیکته به جنگهای تحمیلی بیزار اند و با تمام توان آمادگی مقابله با پدیدههای مخل نظم را دارند و هر جریانی که بخواهد به نیابت از هر کشوری زندگی روزمره این مردم را با چالش مواجه سازد ناگزیر در برابر آنان ایستادگی لازم صورت خواهد گرفت؛ اما در این میان مدیریت سالم دولت از قوای مسلح و خیزش های مردمی حایز است تا عقربه چنانچه مطابق به میل عموم است به سمت رشد و تقویت نظام و شکست نیروهای طالبان چرخانده شود، دولت افغانستان هم اکنون بالغ بر 300 هزار نیروهای مسلح جنگی دارد که هر کدام از آموزشهای مسلکی و تواناییهای رزمی قابل توجهی برخوردار است، در کنار آن نیروهای خیزش مردمی نیز عمدتا متشکل از چهرههای جهادی است که یک عمر از تجربه جنگی در برابر طالبان و سائر جنگها برخوردار اند، این ظرفیت و پتانسیل ها میتواند هر نیرویی را با شکست مواجه سازد در صورتی که مدیریت سالم وضعیت جنگ در رأس آنان وجود داشته باشد.
چنانچه میدانیم که افغانستان همانند دیگر کشورهای جهان متشکل از قومیتها، خرده فرهنگها، زبان ها و عقاید مختلف است، این متغییرها چنان در زندگی روزمره افغانها تأثیر گزار است که هیچ جای بحث در آن نیست، این رنگین کمان کتلهها، هم اکنون در قالب قوای مسلح کشور از هر قوم و زبان مصروف خدمت گزاری و ایفای وظیفه اند، اما در برخی ولایات کشور در ذهنیت ساکنین آن اهمیت این مهم به وضوح قابل مشاهده است، وقتیکه سربازان قوای مسلح در صفوف جنگ با زبان و فرهنگهای ولایتی که در آن به خدمت گمارده شده است آشنایی لازم را نداشته باشد، طبیعی است که از منظر نگاهها و ارزشهای قبیلوی، مورد حمایت ساکنین محل قرار نمیگیرند، نه تنها که مورد حمایت قرار نمیگیرند؛ بلکه اهالی محلات، این سربازان را تافتهی جدا بافته از خود پنداشته و در عوض همکاری با آنان با گروه طالبان تبانی و همکاری بیشتری خواهند داشت که از لحاظ زبان و فرهنگ مشترکات بیشتری نسبت به همدیگر دارند. یاد آوری این مسئله از زبان اکثریت سربازان فارسی زبان که در مناطق جنوبی در حال ایفای وظیفه اند به کرات شنیده شده است، برخی از آنان میگویند وقتیکه ما سرگرم نبرد با جبههی مقابل که طالبان هستند میباشیم نه تنها که از جانب آنان تهدید امنیتی را احساس میکنیم؛ بلکه این مسئله هم در ذهن ما یک دغدغه است که در صورت پیروزی اگر به پایگاه هم برگردیم احتمال اینکه با سرکوبی توسط اهالی محل دچار شویم نیز قابل انتظار است؛ زیرا تفاوت ما نسبت به طالبان در مفکوره برخی از مناطق جنوبی از دو جهت برجسته است، اول اینکه سرباز دولت هستیم و آنان سربازان را با وصف « کفر » میپندارند، دوم؛ با زبان و فرهنگ شان آشنایی لازم را نداریم و از این جهت نمیتوانیم ارتباط صمیمی با آنان برقرار نماییم، این دو نقطهی ضعف در میادین نبرد به شدت کار سربازان را سخت نموده و دستاوردهای امنیتی ملموسی که اگر بنا باشد داشته باشیم با نحوه نگرش و عدم همکاری اهالی محل ضرب صفر میگردد.
بنا بر این انتظار میرود که رئوس قوای مسلح کشور نسبت به این تهدیدها و تفریق ها توجه جدی نموده و در این وضعیت جنگی تصمیمی را روی دست گیرند که بازدهی قابل توجه به ساکنین این سرزمین و به نظام موجود داشته باشد. به عنوان مثال اگر سربازان فارسی زبان در مناطق شمالی و مرکزی ایفای وظیفه نمایند احساس تعلق بیشتر نسبت به دیگر مناطق کشور می نمایند که آنان را به عنوان «کافر» و غیریت پنداری میشناسند، این سربازان اگر در مناطق جنوبی دستاوردهای موفقیت آمیز هم داشته باشند؛ اما به علت عدم حمایت اهالی محل نمیتوانند آن را در طولانی مدت نگهدارند؛ زیرا اساس و فلسفه دستاوردهای امنیتی در صورتی معنی می یابد که مردم از آن احساس رضایت نموده و در آرامش خاطر به سر ببرند، وقتیکه مردم از پیشرفت سربازان حمایت نکنند؛ برعکس بیشتر همکار طالبان باشند تا سربازان دولت، طبیعی است که بودن و ماندن این سربازان در چنان وضعیت هیچ نفعی به دولت و ملت به بار نخواهد آورد؛ اما اگر سربازانی از مناطق جنوبی در چنین محلات ایفای وظیفه نمایند، به راحتی میتوانند با مردم محل ارتباط عاطفی، فرهنگی و زبانی برقرار نموده و بازدهی قابل توجهی هم به دولت و مردم افغانستان داشته باشند. هم اکنون وضعیت حاد جنگی در کل جغرافیای کشور حاکم است، این به عهده دولت است که از این ظرفیت ها و پنانسیلهای خود جوش که در برابر طالبان شکل گرفته است به صورت درست و حساب شده مدیریت نماید. جنگ تاکتیک و برنامهی واقع بینانه نیاز دارد، برنده جنگ کسی است که بتواند فرصتها را به نفع خود تغییر دهد. دولت اگر آگاهانه و هوشیارانه این تاکتیک ها را روی دست گیرد بسا نتیجه بخشتر از رویکردهای قبلی به این سرزمین مفید واقع خواهد شد، محاسبه درست از جا بجایی سربازان نه وحدت ملی را تهدید می کند و نه زیانی را در پی دارد؛ اما تداوم این وضعیت که هر روز باعث گسترش جغرافیای طالبان میشود به عموم مردم افغانستان قابل نگرانی است و دولت هم ضررهای بیشتری را زمانی متحمل خواهد شد که در تغییر روش و برنامه نتاوند موفقانه عمل نماید.

دیدگاه شما